منتــــــظر طلـــــــــــوع

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ

خطبه غدير حاوي 25 جمله در باره حضرت مهدي (عج)

13 شهریور 1396 توسط منتظــرطلــوع

خطبه غدير در معرفي امام علي (ع) به حضرت بقية الله الأعظم توجه خاصي دارد به طوري كه درخطبۀ غدير 25 جمله درباره حضرت مهدي (عج) آمده است. در خطبه غدير (سخنراني پيامبر (ص)) در معرفي امام علي (ع) به حضرت بقية الله الأعظم توجه خاصي شده است.
خبر دادن از مهدي موعود(عج) براي آن مردمي كه قبول ولايت امير المؤمنين(ع) برايشان سنگين بود، بيانگر آينده نگري اسلام و برنامه بلندمدت دين الهي براي مسلمان است. اگرچه برخي با آنکه آن روز با علي بن ابي طالب عليه السلام بيعت کردند؛ پيمان شکستند. ولي حقايق در طول زمان براي نسل‌ها روشن گشت و از‌ آنجا كه كارها به دست خداوند است، روزي امر اهل بيت عليهم السلام ظاهر می شود. آن روز، جهان به دست جانشينان واقعي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سپرده مي‌شود و انتقام آنچه در طول قرن ها برايشان رفته است، گرفته می شود.
در خطبۀ غدير 25 جمله درباره حضرت مهدي (عج) آمده است كه آنها را در شش عنوان مي‌توان خلاصه كرد:
الف: بشارت به آمدن او: پيامبر اکرم (ص) در اينباره مي‌فرمايد: او كسي است كه همة پيشينيان به آمدن او بشارت داده‌اند.[1]
ب: خاتميت او: يعني امامت در امامان تعيين شده، اتصال دارد و منقطع نمي¬شود تا زماني که به دست خاتم و آخرين آنان كه حضرت مهدي (عج) است، برسد.
ج: مقام و منزلت او: در اين باره دو جهت ذكر شده است:
1. فضايل و مناقب او:
- او انتخاب شدة خداوند و هدايت يافته و كمك شده است.
- نور از جانب خداوند در او قرار داده شده و نوري نيست مگر با او، و حقي نيست جز با او.
2. مقام و شأن اجتماعي او:
- او ولي خدا در زمين و حكم كنندة خدا در ميان خلق است.
- كارها به او سپرده شده و او امين خداوند بر سِر و آشكار الهي است.
- او ياري كنندة دين خدا است.
- او هر صاحب فضلي را به قدر فضلش و هر صاحب جهلي را به قدر جهلش نشانه مي‌دهد.
د: علم او: اين مسأله را نيز از دو بعد مي¬توان در خطبۀ غدير به دست آورد:
1. او وارث هر علمي است و علمش به همه چيز احاطه دارد.
2. علم او به درياي عميق علم الهي اتصال دارد.
هـ : قيام او: در دو مورد از خطبة غدير، كلمة “القائم المهدي” بكار رفته و بعد از آن به قدرت مطلقه و تمام عيار حضرت بقية الله الأعظم ـ ارواحنا فداه ـ اشاره شده كه از جانب الهي به او عطا شده است و هيچ قدرتي طاقت برابري با او را ندارد.
اين موضوع از سه جنبه مطرح شده است:
1. كسي بر او غالب يا عليه او كمك نمي شود و او همۀ قلعه‌هاي محكم را فتح مي‌كند.
2. او بر همۀ اديان و بر همۀ گروه‌هاي شرك غالب مي‌شود و آنان را هدايت مي‌كند و يا (متعصبان را) نابود مي¬کند.
3. خداوند همة آبادي‌ها و شهرهاي جهان را تحت تصرف حضرت مهدي (عج) در مي‌آورد.
و: انتقام او: در قسمتي از خطبة غدير به اين مسأله تصريح شده است که اگر چه حق اهل بيت عليهم السلام و شيعيانشان در طول تاريخ توسط ظالمين پايمال شده است، ولي منتقمي می آید و گذشته از عذاب اُخروي، در همين جهان دل دوستان را با گرفتن انتقام از دشمنان، مسرور خواهد كرد. اين نكته در قالب سه جمله آمده است:
1. او حق خداوند و هر حق را كه به اهل بيت عليهم السلام مرتبط شود، می گیرد.
2. او انتقام هر خون به ناحق ريختۀ اولياء خدا را می گیرد.
3. او از تمام ظالمان عالم، انتقام می گیرد.
در بخش ششم خطبه نيز سه موضوع ذكر شده است:
1. نورانيت ونسل نوراني حضرت: آنجا كه مي‌فرمايد: نور از طرف خداوند در من، و سپس در علي عليه السلام و نسل او تا مهدي قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار داده شده است.
2. گرفتن حقوق اهل بيت به دست حضرت، آنجا كه مي‌فرمايد: “مهدي، حق خداوند و هر حقّي را كه براي ماست می گیرد".
3. اختيار مطلق زمين به دست حضرت، آنجا كه مي‌فرمايد: هيچ سرزمين آبادي نيست مگر آنكه خداوند تا روز قيامت اهل آن را به خاطر تكذيبشان هلاك مي‌كند، و آن را در اختيار حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار مي‌دهد.
در بخش هشتم خطبه سه موضوع ديگر ذكر شده است:
1. خاتميت آن حضرت، آنجا كه مي‌فرمايد: خاتم امامان مهدي قائم (عج) از ما است.
2. غلبة او بر همة اديان، آنجا كه مي‌فرمايد: اوست غالب بر أديان، منتقم از ظالمين فاتح قلعه ها، غالب بر مشركين، منتقم خونهاي به ناحق ريخته، كمك كنندة دين خدا، سرچشمه گرفته از دريايي عميق، نشانه دهنده به افراد در حد خودشان، وارث علوم محكم كنندة آيات الهي.
3. بشارت به او، آنجا كه مي‌فرمايد: اوست كه كارها به دست او سپرده شده و گذشتگان به او بشارت داده‌اند، و او ست حجت باقي خداوند، و وليِّ او در زمين و امانتدار او بر سرّ و آشكار.
[1]. خطبه غدير؛ احتجاج طبرسي،ج1،ص66 .

 نظر دهید »

فضیلت ماه رمضان

11 خرداد 1396 توسط منتظــرطلــوع
فضیلت ماه رمضان

«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانيدن مى باشد. [1] چون در اين ماه گناهان انسان بخشيده مى شود، به اين ماه مبارك رمضان گفته اند.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «انما سمى الرمضان لانه يرمض الذنوب; [2] ماه رمضان به اين نام خوانده شده است، زيرا گناهان را مى سوزاند.»
رمضان نام يكى از ماه هاى قمرى و تنها ماه قمرى است كه نامش در قرآن آمده است.
در اين ماه كتاب هاى آسمانى قرآن كريم، انجيل، تورات، صحف و زبور نازل شده است. [3]
اين ماه در روايات اسلامى ماه خدا و ميهمانى امت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در اين ماه در نهايت كرامت و مهربانى پذيرايى مى كند; پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است، [4] هر كس همه اين ماه را روزه بگيرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقيه عمرش را تضمين كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قيامت امان دهد.» [5]
اين ماه، در ميان مسلمانان از احترام، اهميت و جايگاه ويژه اى برخوردار و ماه سلوك روحى آنان است و مؤمنان با مقدمه سازى و فراهم كردن زمينه هاى معنوى در ماه هاى رجب و شعبان هر سال خود را براى ورود به اين ماه شريف و پربركت آماده مى كنند، و با حلول اين ماه با شور و اشتياق و دادن اطعام و افطارى به نيازمندان، شب زنده دارى و عبادت، تلاوت قرآن، دعا، استغفار، دادن صدقه، روزه دارى و… روح و جان خود را از سرچشمه فيض الهى سيراب مى كنند.
فضائل ماه رمضان
گرچه ذكر تمام فضائل ماه مبارك رمضان از حوصله اين مقال خارج است; ولى پرداختن و ذكر برخى از فضائل آن از نظر قرآن و روايات اسلامى خالى از لطف نيست.
1. برترين ماه سال
ماه مبارك رمضان به جهت نزول قرآن كريم در آن و ويژگى هاى منحصرى كه دارد در ميان ماه هاى سال قمرى برترين است; قرآن كريم مى فرمايد: «ماه رمضان ماهى است كه قرآن براى هدايت انسان ها در آن نازل شده است.» [6]
پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) درباره ماه رمضان مى فرمايد: «اى مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورد، ماهى كه نزد خدا از همه ماه ها برتر و روزهايش بر همه روزها و شب هايش بر همه شب ها و ساعاتش بر همه ساعات برتر است، ماهى است كه شما در آن به ميهمانى خدا دعوت شده و مورد لطف او قرار گرفته ايد، نفس هاى شما در آن تسبيح و خوابتان در آن عبادات، عملتان در آن مقبول و دعايتان در آن مستجاب است…. بهترين ساعاتى است كه خداوند به بندگانش نظر رحمت مى كند… .» [7]
2. نزول كتب آسمانى در اين ماه
تمام كتب بزرگ آسمانى مانند: قرآن كريم، تورات، انجيل، زبور، صحف در اين ماه نازل شده است. حضرت امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «كل قرآن كريم در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شد، سپس در مدت بيست سال بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و صحف ابراهيم در شب اول ماه رمضان و تورات در روز ششم ماه رمضان، انجيل در روز سيزدهم ماه رمضان و زبور در روز هيجدهم ماه رمضان نازل شد.» [8]
3. توفيق روزه
در ماه رمضان خداوند متعال توفيق روزه دارى را به بندگانش داده است; «پس هر كه ماه [رمضان] را درك كرد، بايد روزه بگيرد.» [9]
انسان افزون بر جنبه مادى و جسمى، داراى بُعد معنوى و روحى هم هست و هر كدام در رسيدن به كمال مطلوب خود، برنامه هاى ويژه را نياز دارند، يكى از برنامه ها براى تقويت و رشد بُعد معنوى، تقوا و پرهيزگارى است; يعنى اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوى رشد و پرورش دهد و به طهارت و كمال مطلوب برسد، بايد هواى نفس خود را مهار كند و موانع رشد را يكى پس از ديگرى بر دارد و خود را سرگرم لذت ها و شهوات جسمى نكند. يكى از اعمالى كه در اين راستا مؤثر و مفيد است روزه دارى است، قرآن كريم مى فرمايد: «… اى افرادى كه ايمان آورده ايد! روز بر شما نوشته شد، همان گونه كه بر پيشينيان از شما نوشته شده، تا پرهيزگار شويد.» [10]
برخى از فوايد و فضائل روزه:
الف. تقويت تقوا، پرهيزگارى و اخلاص; [11]
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: خداوند متعال فرموده: «روزه از من است و پاداش آن را من مى دهم.» [12]
حضرت فاطمه(عليها السلام) مى فرمايد: «خداوند روزه را براى استوارى اخلاص، واجب فرمود.» [13]
ب. مانع عذاب هاى دنيوى و اخروى:
امام على(عليه السلام) مى فرمايد: «روزه روده را باريك مى كند گوشت را مى ريزد و از گرماى سوزان دوزخ دور مى گرداند.» [14]
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «روزه سپرى در برابر آتش است.» [15]
ج. آرامش روان و جسم:
روزه دارى روح و روان و قلب و دل و نيز جسم را آرامش داده و باعث سلامتى روح و تندرستى جسم مى شود.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «روزه بگيريد تا سالم بمانيد.»
باز مى فرمايد: «معده خانه تمام دردها و امساك [روزه] بالاترين داروهاست.» [16]
حضرت امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: «روزه و حج آرام بخش دلهاست.» [17]
حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: «خداوند بندگان مؤمن خود را به وسيله نمازها و زكات و حديث در روزه دارى روزه هاى واجب [رمضان] براى آرام كردن اعضا و جوارح آنان، خشوع ديدگانش و فروتنى جان هايشان و خضوع دلهايشان حفظ مى كنند.» [18]
امروزه در علم پزشكى و از نظر بهداشت و تندرستى نيز در جاى خود ثابت شده كه روزه دارى تأثيرهاى فراوانى بر آرامش روح و روان و سلامتى جسم و بدن دارد، دفع چربى هاى مزاحم، تنظيم فشار، قند خون، و… نمونه آن است. [19]
د. مانع نفوذ شيطان:
امام على(عليه السلام) به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) عرض كرد: يا رسول الله! چه چيزى شيطان را از ما دور مى كند؟ پيامبرگرامى(صلى الله عليه وآله) فرمود: روزه چهره او را سياه مى كند و صدقه پشت او را مى شكند.» [20]
بنابراين، روزه مانع نفوذ شيطان هاى جنى و انسى شده و وسوسه هاى آنان را خنثى مى كند.
هـ . مساوات بين غنى و فقير:
انسان روزه دار در هنگام گرسنگى و تشنگى، فقرا و بينوايان را ياد مى كند و در نتيجه به كمك آن ها مى شتابد. حضرت امام حسن عسگرى(عليه السلام) درباره علت وجوب روزه مى فرمايد: «تا توانگر درد گرسنگى را بچشد و در نتيجه به نيازمند كمك كند.» [21]
و. احياء فضائل اخلاقى
حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره علت وجوب روزه مى فرمايد: «تا مردم رنج گرسنگى و تشنگى را بچشند و به نيازمندى خود در آخرت پى ببرند و روزه دار بر اثر گرسنگى و تشنگى خاشع، متواضع و فروتن، مأجور، طالب رضا و ثواب خدا و عارف و صابر باشد و بدين سبب مستحق ثواب شود،… روزه موجب خوددارى از شهوات است، نيز تا روزه در دنيا نصيحت گر آنان باشد و ايشان را در راه انجام تكاليفشان رام و ورزيده كند و راهنماى آنان در رسيدن به اجر باشد و به اندازه سختى، تشنگى و گرسنگى كه نيازمندان و مستمندان در دنيا مى چشند پى ببرند و در نتيجه، حقوقى كه خداوند در دارايى هايشان واجب فرموده است، به ايشان بپردازند… .» [22]
و… .
4. وجود شب قدر در اين ماه
شب قدر از شب هايى كه برتر از هزار ماه است و فرشتگان در اين شب به اذن خدا فرود مى آيند و جميع مقدرات بندگان را در طول سال تعيين مى كنند [23] و وجود اين شب در اين ماه مبارك نعمت و موهبتى الهى بر امت پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) است و مقدرات يك سال انسان ها (حيات، مرگ، رزق و…) براساس لياقت ها و زمينه هايى كه خود آنها به وجود آورده اند تعيين مى شود و انسان در چنين شبى با تفكر و تدبر مى تواند به خود آيد و اعمال يك سال خود را ارزيابى كند و با فراهم آوردن زمينه مناسب بهترين سرنوشت را براى خود رقم زند. [24]
حضرت امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «تقدير مقدرات در شب نوزدهم و تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاء آن در شب بيست و سوم است.» [25]
5. بهار قرآن
نظر به اين كه قرآن كريم در ماه مبارك رمضان نازل شده و تلاوت آيات آن در اين ماه فضيلت بسيارى دارد، در روايات اسلامى، از ماه رمضان به عنوان بهار قرآن ياد شده است; چنان كه حضرت امام باقر(عليه السلام)مى فرمايد: «هر چيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.» [26]
يك نكته!
بديهى است فضائل و ثواب هايى كه براى ماه مبارك رمضان و روزه دارى ذكر شده و به برخى از آن ها اشاره شد، از آنِ كسانى است كه حقيقت آن را درك كنند و به محتواى آن عمل و در گفتار و كردار به كار گيرند و به آن ها جامه عمل بپوشانند. چنان در روايات اسلامى براى روزه دارى آدابى ذكر شده و كسانى كه صرفاً تلاوت قرآن مى كنند، ولى به آيات و احكام آن عمل نمى كنند و يا آن كه از روزه دارى تنها رنج گرسنگى و تشنگى را مى كشند و بوسيله گناه، تأثير روزه را از بين مى برند و ماه مبارك رمضان و فضاى معنوى آن تأثيرى بر اشخاصى بر جاى نمى گذارد، مورد نكوهش قرار گرفته اند.
چنان كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به زنى كه با زبان روزه كنيز خود را دشنام مى داد فرمود: چگونه روزه دارى و حال آن كه كنيزت را دشنام مى دهى؟! روزه فقط خوددارى از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه خداوند آن را علاوه بر اين دو، مانع كارها و سخنان زشت كه روزه را بى اثر مى كنند قرار داده است، چه اندكند روزه داران و چه بسيارند كسانى كه گرسنگى مى كشند.» [27]
حضرت امام سجاد(عليه السلام) در دعاى حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض مى كند: به وسيله روزه اين ماه ياريمان ده تا اندام هاى خود را از معاصى تو نگه داريم و آن ها را به كارهايى گيريم كه خشنودى تو را فراهم آورد، تا با گوش هايمان سخنان بيهوده نشنويم و با چشمانمان به دين لهو و لعب نشتابيم و تا دستمانمان را به سوى حرام نگشاييم و با پاهايمان به سوى آن چه منع شده ره نسپاريم و تا شكمهايمان جز آن چه را تو حلال كرده اى در خود جاى ندهد و زبان هايمان جز به آن چه تو خبر داده اى و بيان فرموده اى گويا نشود… .» [28]
بنابراين، در ماه مبارك بايد تمام اعضا و جوارح را از حرام دور نگه داشت و با اخلاص، توكل و توسل از اهل بيت(عليهم السلام) و عمل به دستورها و احكام قرآن كريم و دورى از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعى، عبادت، شب زنده دارى، درك فضيلت شب قدر و… فضيلت ماه مبارك رمضان را درك كرد و از آن در راستاى رسيدن به كمال حركت كرد و بايد در اين ماه به گونه اى خودسازى كرد كه با اتمام ماه مبارك تأثير و فوايد آن در روح و جان افراد باقى باشد و اثر آن تا ماه رمضان آينده سال بعد ماندگار باشد. [29]
پى‏نوشتها:
1 . مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، ص 209، دارالكتاب العربى، بيروت.
2 . بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 55، ص 341، مؤسسه الوفاء، بيروت.
3 . ر.ك: الكافى، محمد بن يعقوب كلينى، ج 2، ص 628، دارالكتب الاسلامية، تهران.
4 . وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 2، ص 628، دارالكتب الاسلامية، تهران.
5 . …
6 . سوره بقره، آيه 185.
7 . ر.ك: وسائل الشيعه، همان، ج 10، ص 313.
8 . ر.ك: الكافى، همان، ج 2 ،ص 628.
9 . سوره بقره، آيه 185.
10 . سوره بقره، آيه 183.
11 . همان.
12 . ميزان الحكمة، محمد محمدى رى شهرى، ترجمه: حميدرضا شيخى، ج 7، ص 3207، مؤسسه دارالحديث، قم.
13 . همان، ص 3209.
14 . همان.
15 . همان.
16 . همان.
17 . همان.
18 . همان.
19 . تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازى و ديگران، ج 1 ،ص 631، دارالكتب الاسلامية، تهران.
20 . مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 7، ص 154، مؤسسه آل البيت، قم.
21 . ميزان الحكمة، همان.
22 . همان، ص 3209.
23 . سوره قدر، آيه 1 ـ 5.
24 . تفسير الميزان، علامه طباطبايى، ج 18، ص 132; ج 19، ص 90، مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان، قم.
25 . وسائل الشيعه، همان، ج 10، ص 354.
26 . وسائل الشيعه، همان، ج 6، ص 203.
27 . الكافى، همان، ج 4، ص 87.
28 . الصحيفة السجادية، امام سجاد(عليه السلام) ص 186، دفتر نشر الهادى، قم.
29 . براى آگاهى بيشتر ر.ك: ميزان الحكمة، همان، ص 3215.

علی امیرخانی

ادامه »

 نظر دهید »

تفاوت شیعه با تشیع

04 اسفند 1395 توسط منتظــرطلــوع

شيعه شناسي به رشته اي اطلاق مي شود که به مطالعه شيعه به عنوان يک کل واقعي مي پردازد. از نحوه شکل گيري آن در تاريخ، از کيفيت بسط و گسترش آن در جوامع مختلف، از وضعيت فعلي آن در جغرافياي مسکون، از اصول عقيدتي، آموزه ها، آيين ها، معارف، علوم و دانش هاي اختصاصي آن بحث مي کند. مطالعات مربوط به شيعه شناسي در قالب يک رشته مستقل دانشگاهي بين دو رشته الهيات و علوم اجتماعي، از سال 1380 بطور متمرکز در مرکز مطالعات و تحقيقات شيعه شناسي آغاز و اکنون در قالب موسسه اي علمي پژوهشي و غير انتفاعي و مستقل با عنوان موسسه شيعه شناسي ادامه کار مي دهد.

در زمينه ضرورت مطالعات اين موسسه بايد يادآور شد که علوم و معارف اسلامي شيعي از قبيل حديث، رجال و درايه، تفسير، فقه، اصول، کلام، فلسفه، عرفان، تاريخ، مذاهب و فرق، و کتاب شناسي – که در حوزه هاي علميه و يا دانشکده هاي الهيات کشور مورد تحقيق و تفحص قرار مي گيرد يا معرفتي، نظري و انتزاعي است که ارتباطي با واقعيتهاي روزمره زندگي شيعيان ندارد و يا اگر تجربي و واقعي است، مربوط به شيعيان گذشته و جوامع تاريخي مي باشد. اين دانشها در هر صورت به وضعيت موجود جوامع و گروه هاي شيعي دنيا کاري نداشته و ندارد متاسفانه در شرايط فعلي ،اين نقيصه را تنها مستشرقين پرکرده وجوامع اسلامي و اجتماعات شيعي موجود را به دقت مورد تحقيق و بررسي قرار مي دهند ،و هر سال کتب و مقالات متعددي در زمينه شيعيان ايران ،عراق ،بحرين و…منتشر مي کنند .

اين تاسف، هنگامي بيشتر مي شود که خود ما نوعا - به عنوان محقق و عالم شيعي - بناچار به آمار و ارقام و تحقيقات آنها استناد کرده و ارجاع مي دهيم. اين خلا – يعني کمبود مطالعات آکادميک در زمينه جوامع و اجتماعات شيعي موجود و بالتبع فقدان موسسه و يا مرکزي که متولي اين امر باشد فوري ترين نقيصه اي است که ذهن جمعي و حافظه گروهي شيعه حاضر، بشدت از آن رنج مي برد.

شيعه به معناي پيرو، گروه طرفدار و … است. اما تشيع مکتب، افکار و اعتقادات شيعيان است. پس مراد از شيعه شناسي؛ مطالعه جمعيتي است که تحت عنوان شيعه شناخته مي شوند نه آن اعتقادات و مذهبي که شيعه به آن معتقد است
عواملي که ضرورت مطالعات متمرکز شيعه پژوهي را ايجاب مي کنند، عبارتند از:

- فقدان اطلاعات دقيق از اوضاع و احوال فرهنگي – اجتماعي جوامع و گروه هاي شيعي جهان

- کمبود محسوس کتب و منابع عالمانه، مستدل و منطقي در معرفي شيعيان جهان

- وجود استعدادهاي قابل رشد فراوان در ميان طلاب داخلي و خارجي که با مساعدت هاي فکري اين موسسه قادرند به محققان و مولفان مفيدي در عرصه شيعه شناسي تبديل شوند.

- تاسيس مراکز مستقل مطالعاتي در زمينه اسلام شناسي و شيعه شناسي در کشورهاي آمريکا، انگليس، فلسطين اشغالي، ژاپن و … در يک دو دهه اخير که ايجاد مرکز قرينه و هم طرازي را در داخل کشور ضروري مي سازد. گسترش محسوس درس ها و کرسي هاي اسلام شناسي و شيعه شناسي در اغلب دانشگاههاي بزرگ دنيا، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران که ضرورت تاسيس چنين موسسه اي را تشديد مي کند.

- فقدان مرکزي علمي – تحقيقاتي در کشور که به طور متمرکز به عرصه مطالعات شيعه شناختي پرداخته و مسائل مذکور در بندهاي سابق را پي گيري و تحقق بخشد.

در قم سه محل براي شيعه شناسي وجود دارد يکي مجمع جهاني شيعه شناسي واقع در چهل و پنج متري عمار ياسر است. اين مجمع در سال مبارک امام علي و به همت حجت الاسلام علي انصاري بوير احمدي تاسيس شد.

دومي سازمان شيعه شناسي واقع در پرديسان است که کار اصلي آن مطالعات شيعه شناسي است و مجوز رسمي براي خدمات آموزشي شيعه شناسي دارد و سومي مرکز شيعه شناسي متعلق به آيت الله مکارم شيرازي است که محلي براي تربيت طلاب منتخب در رشته شيعه شناسي است. در اينجا با جناب حجت الاسلام والمسلمين دکتر بهشتي مهر(معاونت پژوهشي سازمان شيعه شناسي واقع در پرديسان) مصاحبه اي انجام شده است که تقديم مي گردد.
حجت الاسلام والمسلمين دکتر بهشتي مهر
مراد از واژه “شيعه شناسي” چيست؟

ابتدا بايد به تفاوت دو واژه “شيعه” و “تشيع” اشاره کرد. شيعه به معناي پيرو، گروه طرفدار و … است. اما تشيع مکتب، افکار و اعتقادات شيعيان است. پس مراد از شيعه شناسي؛ مطالعه جمعيتي است که تحت عنوان شيعه شناخته مي شوند نه آن اعتقادات و مذهبي که شيعه به آن معتقد است، که البته اين مطالعه در عرصه هاي مختلف صورت خواهد گرفت. چنانچه در عرصه اعتقادات مذهبي، مطالعه و بررسي شوند، تشيع‌شناسي صورت خواهد گرفت. بنابراين بررسي وضعيت کنوني شيعيان عراق، شيعيان ايران، شيعيان پاکستان و … سرفصل هاي مباحث موسسه هاي شيعه شناسي هستند .


دستاوردهاي شيعه شناسي براي شيعيان چه خواهد بود؟

کار شيعه شناسي مطالعه و تبيين است. شيعه شناسي امکان فهم يک جمعيت را در اختيار قرار مي دهد. اين فهم همانند آماري که در هر کشوري پايه فعاليتها و برنامه ريزيهاي آن کشور قرار مي گيرد، مي تواند پايه برنامه ريزيهاي اساسي در جمعيتهاي شيعي جهان باشد. اين مطالعات شيعه شناسي مبنايي براي اقدامات سازمانهاي ديگر قرار خواهد گرفت مثلا سازمان تجارت و توسعه مي تواند نوع فعاليتهاي تجاري خود را در مناطق مختلف شيعه نشين، از طريق دستاوردهاي علمي اين سازمان تعيين کند. در اين صورت کارها دقيقتر و بازدهي بيشتر خواهد بود. سازمانهاي فرهنگي و سياسي نيز همينطور، فرض کنيد ما در مطالعه شيعيان عراقي متوجه خواهيم شد که ظرفيتهاي زيادي براي کارهاي فرهنگي در اين عرصه وجود دارد، محروميت هاي آموزشي در آنجا جدي است. وقتي اين مطالعات تکميل و دقيق شد، آن را در اختيار سازمانهاي فرهنگي مربوطه مي دهيم.

در يک تحقيق مفصل از شيعيان به اين نتيجه رسيدند که شيعه دو بال قدرت دارد يکي بال سرخ شهادت و ديگري بال سبز مهدويت؛ تا زماني که با اتکاء بر فرهنگ شهادت با قدرت مي جنگند شکست ناپذيرند و تا زماني که به ظهور معتقدند سرسختانه در راه اصلاح امور مسلمانان تلاش و مقاومت مي کنند بنابراين به مبارزه با اين دو بال قدرت برخواستند؛ شهادت طلبي را تروريسم، و انتظار را خرافه پرستي معرفي کردند و تبليغات گسترده اي در اين جبهه به راه انداختند

طبيعتا مطالعه مبناي همه خيرات و پايه اساسي کارهاي ديگر است چرا که اگر فرهنگ يک جمعيت را مطالعه کنيم مي‌توانيم به تمام فوايد فرهنگي در آن جامعه برسيم اگر اقتصاد مردمي را مطالعه کنيم مي توانيم به تمام فوايد اقتصادي در بين آن مردم برسيم و اگر تعليم و تربيت گروهي را مورد بررسي قرار دهيم به همه مطالبات فرهنگي در آن گروه خواهيم رسيد.

تفاوت شيعه شناسي ما و شيعه شناسي غربي چيست؟

تنها يک تفاوت در هدف وجود دارد به لحاظ روشي تفاوتي ندارند. دشمن وقتي ما را مطالعه مي کند گاهي نقاط ضعف ما را بررسي مي کند تا از آن استفاده کند گاهي نقاط قوت را بررسي مي کند تا راهي براي تضعيف آنها پيدا کند. به عنوان مثال در يک تحقيق مفصل از شيعيان به اين نتيجه رسيدند که شيعه دو بال قدرت دارد يکي بال سرخ شهادت و ديگري بال سبز مهدويت؛ تا زماني که با اتکاء بر فرهنگ شهادت با قدرت مي جنگند شکست ناپذيرند و تا زماني که به ظهور معتقدند سرسختانه در راه اصلاح امور مسلمانان تلاش و مقاومت مي کنند بنابراين به مبارزه با اين دو بال قدرت برخواستند؛ شهادت طلبي را تروريسم، و انتظار را خرافه پرستي معرفي کردند و تبليغات گسترده اي در اين جبهه به راه انداختند.

بنابراين تفاوت ما تنها در هدف است البته در انتخاب موضوعات هم مي توانيم متفاوت باشيم. مثلا دشمن ممکن است بيشتر مطالعات ژئو پلوتيکي(جغرافياي سياسي) انجام دهد تا رابطه بين منطقه جغرافيايي و قدرت را در بين شيعيان بررسي کند.
حجت الاسلام والمسلمين دکتر بهشتي مهر

البته همه سازمانهاي شيعه شناسي غربي فعاليتهاي مغرضانه انجام نمي دهند و دشمن نيستند بلکه گاهي مطالعاتشان تنها بعد علمي دارد همانطور که مثلا سرخپوستان را مورد مطالعه قرار مي دهند .


از جمله فعاليتهاي برجسته شما اقدام براي تشکيل موزه تشيع است. لطفا در اين خصوص توضيح دهيد؟

بالاخره شيعيان جهان نيز از خود ميراثي به جا گذاشته اند که هم اکنون در سراسر دنيا پخش است. وظيفه ما شناسايي و معرفي آثار باستاني شيعيان است. گرچه سعي ما در جمع آوري حقيقي اين اشياء است، اما در بسياري از موارد ناگزير موزه اي مجازي با ارائه عکس و مشخصات و آدرس محل نگهداري آن خواهيم داشت .

مسلما موزه، امکاني براي مطالعه شيعيان گذشته را در اختيار قرار مي دهد، زيرا هر شيئي، علوم و اطلاعاتي با خود به همراه خواهد داشت که مي تواند بخشي از واقعيتهاي جهان گذشته را به ما منعکس کند. همين جا از خوانندگان محترم سايت تبيان تقاضاي همکاري دارم. چنانچه از عتيقه و اثري که با اين موزه مرتبط باشد، در هر جاي دنيا اطلاعي دارند، اطلاعاتشان را در اختيار اين موسسه قرار دهند. دوستان مي توانند با ارسال اطلاعات، عکس و مشخصات اشياي عتيقه به جا مانده از عالم تشيع در جهت تکميل اين موزه سهيم گردند.
آيا سازمان شيعه شناسي مي تواند نقشه اي از پراکندگي شيعيان جهان در اختيار جامعه تشيع قرار دهد؟

البته تهيه نقشه شيعيان با اهداف مختلفي از جمله تشخيص پراکندگي و جمعيت شيعيان در کل دنيا در دستور کار ما قرار دارد و از ايده آلهاي اين موسسه است اما بديهي است که تهيه چنين نقشه اي کار بسيار سختي است و هزينه و وقت زيادي مي طلبد. براي ارائه نقشه جهاني شيعه بايد بتوانيم آماري واقعي از شيعيان جهان به دست آوريم و پراکندگي شيعيان را در هر قاره و کشوري در نقشه مشخص کنيم و با شناسايي شيعيان هر منطقه، يک پل ارتباطي بين شيعيان جهان ايجاد کنيم.

همين جا از خوانندگان محترم سايت تبيان تقاضاي همکاري دارم. چنانچه از عتيقه و اثري که با اين موزه مرتبط باشد.در هر جاي دنيا اطلاعي دارند، اطلاعاتشان را در اختيار اين موسسه قرار دهند.دوستان مي توانند با ارسال اطلاعات،عکس و مشخصات اشياي عتيقه به جا مانده از عالم تشيع در جهت تکميل اين موزه سهيم گردند

مشکلات و موانع اصلي سر راه شيعه شناسي چيست؟

بزرگترين مانع در حال حاضر عدم درک ضرورت و لزوم کار آن است. هنوز ظرفيت هاي اين عرصه رشد نکرده و ضرورتهاي بين المللي آن ديده نمي شود نه از سوي مردم و نه از سوي مسئولين، نياز به اين مهم خيلي درک نمي شود. و اين مسئله به مرور زمان بايد حل شود.
حجت الاسلام والمسلمين دکتر بهشتي مهر

مشکل ديگر اين است که ما هنوز نمي توانيم يک هيئت علمي متخصص براي شيعه شناسي گرد هم آوريم. ما به دانشمنداني احتياج داريم که دکتراي شيعه شناسي داشته باشند اين فراد بايد مطالعات بين رشته اي داشته باشند علاوه بر آن که بايد در امور ديني خبره باشند لازم است که در علوم ديگري نيز همچون جامعه شناسي تحصيل کرده و تجربه آموخته باشند پس هنوز تا تشکيل يک هيئت علمي متخصص که لازمه هر سازمان علمي است، فاصله داريم. البته دانشکده شيعه شناسي در قم داير شده و هم اکنون مشغول به کار است اما از آنجا که محصلين قابل پذيرش در اين دانشکده کساني هستند که لااقل در دو رشته علوم ديني و جامعه شناسي تحصيل کرده باشند، باز هم روند کار، روند سريعي نخواهد بود.


پيام شما به جامعه شيعيان چه خواهد بود؟

تشيع هنوز در بين خود ما معرفي نشده و خيلي خوبه که شيعيان اولويت اولشان را شناخت تشيع بدانند و بر مبناي آن زندگي کنند بايد شيعه باشيم و شيعه را آن طور که مذهب معرفي کرده نشان دهيم. تفاوت زيادي بين عالم تشيع و مذهب تشيع وجود دارد و اين اصلا خوب نيست. مهمترين تبليغ در اين راستا اين است که شيعه باشيم و فاصله خودمان را از مذهب کم کنيم.

 نظر دهید »

افسانه عبدالله سباء

04 اسفند 1395 توسط منتظــرطلــوع

اثبات افسانه ای بودن شخصیت عبدالله بن سبا (موسس مذهب شیعه به گمان برادران اهل سنت )

1- پیدایش افسانه عبدالله بن سباء:

متاسفانه بیش از هزار سال است که مورخان درباره ابن سباء قلم فرسایی کرده وبه او وسبائیان (شیعیان) کارهای بزرگ وشگفت انگیزی نسبت می دهند ومتاسفانه علمای اهل سنت هم بدون توجه به صحت وسقم این شخصیت با استفاده از این افسانه ها به زعم خود شیعه را می کوبند

2- افسانه عبدالله بن سبا :

خلاصه آنچه را که مورخان اهل سنت درباره ابن سبا (به گمان اهل سنت موسس مذهب شیعه ) آورده اند و خوانندگان محترم هم اگر سری به کتب تاریخی وروایی اهل سنت مثل تاریخ الکامل ابن اثیر ، المبدا والخبر ابن خلدون ،فجرالاسلام احمد امین مصری و… وسایت ها ووبلاگهای اهل سنت مثل سایت اهل سنت جنوب و… بزنند این مطالب را ملاحظه خواهند نمود :

ابن سبا (موسس مذهب شیعه) مردی یهودی از اهل صنعاء یمن در زمان عثمان خلیفه سوم به صورت ظاهری اسلام آورد ولی در پنهانی مکر وحیله میان مسلمانان به کار می برد ودر شهرهای بزرگ اسلامی مانند شام ، کوفه وبصره ومصر گردش کرده ودر مجامع مسلمین منافقانه حاضر می شد ومردم را تبلیغ می نمود بر آنکه پیغمبر اسلام حضرت محمد (ص) را نیز مانند عیسی بن مریم رجعتی است وهمچنانکه هر پیغمبری را وصیی است از اهل خود ، وصی پیامبر اسلام نیز حضرت علی (ع) است واو خاتم اوصیاء است هم چنانکه حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم خاتم انبیاء بود وعثمان این حق را غصب کرده ودرباره علی (ع) ستم نموده است پس باید قیام کرد وحق را به اهلش باز گردانید همچنین گفته اند که همین عبدالله بن سبا (ابن الامه اسوداء)(پسر کنیز سیاه) مبلغین خود را به شهرهای اسلامی فرستاده ودستورشان داده تا به بهانه امر به معروف ونهی از منکر فرمانداران وقت را بکوبند ودر نتیجه همین تبلیغات بود که مردم بر عثمان خلیفه سوم شورش کرده واو را به قتل رساندند وباز می گویند که پس از آنکه مسلمانان با حضرت علی (ع) بیعت کردند وطلحه وزبیر برای خونخواهی عثمان به بصره رفتند ، بیرون بصره بین علی (ع) وآن دو که سران سپاه بودند شروع به صلح وتفاهم شد!!! ابن سبا وپیروانش دیدند اگر این تفاهم صورت بگیرد سبب اصلی قتل عثمان که در واقع خود سبائیان (شیعیان ) بودند مشخص گشته وکشته خواهند شد ، لذا شبانه سبائیان در هر دو لشگر نفوذ کرده وشروع به تیر اندازی به طرف مقابل کردند وبه خاطر ترس وحس بد بینی که در دو لشگر نسبت به یکدیگر بوجود آمد جنگ بصره که معروف به جنگ جمل است اینگونه اتفاق افتاد وهیچ یک از فرماندهان هر دو لشگر تصمیم به جنگ نداشتند !!! وندانستند که مسبب اصلی جنگ کیست ولذا هیچ کدام از دو لشگر گناهکار نیستند زیرا فقط از خود دفاع نموده اند !!!!!!!

اهل سنت ابن چند نفر را از پیروان ابن سبا دانسته اند :

1- ابوذر غفاری 2- عمار یاسر 3-صعصعة بن صوحان4- محمد بن ابی بکر فرزند خلیفه اول (به خاطر محبت شدیدی که بین ایشان وحضرت علی (ع) بر قرار بوده است) 5- مالک اشتر نخعی 6 محمد بن ابی حذیفه 7- عبد الرحمن بن عدیس

بله این بود اصل شبهه ای که اهل سنت القا کرده ومی کنند

ما می خواهیم ببینیم ریشه این افسانه به کجا می رسد

1-از متاخرین اهل سنت سید رشید رضا در کتاب الشیعه والسنه ص46 مطالبی را راجع به همین ابن سبا نقل کرده وسپس منبع خودرا در نقل این افسانه جزء سوم تاریخ ابن اثیر می داند

2- ابن اثیر که در سال 630 فوت کرده این داستان را به طور کامل در ضمن حوادث سالهای 30 تا 36 هجری نقل نموده سپس گفته است که این مطالب را از تاریخ امام ابو جعفر محمد طبری (تاریخ طبری ) گرفته ام چرا که آن تنها کتابی است که نزد عامه مردم (اهل سنت) مورد اعتماد بوده است

3- ابن کثیر متوفی 774هجری این داستان را با تمام خصوصیاتش در جلد هفتم تاریخ خود ( البدایه والنهایه) از کتاب تاریخ طبری نقل کرده است .

4- ابن خلدون فیلسوف مورخان هم این داستان را در تاریخ خود (المبدا والخبر ) از کتاب تاریخ طبری نقل نموده است

5- فرید وجدی نیز در جلد هفتم دائرة المعارف خود در توضیح لغت (عثم ) در بیان جنگ جمل وضمن بیان شرح حال علی بن ابیطالب (ع) این داستان را نقل کرده وگفته که مدرک او تاریخ طبری می باشد

6- بستانی متوفای 1300 هجری نیز افسانه عبدالله بن سبا را در دائره المعارف خود آورده وگفته که آن را از ابن کثیر گرفته وچنانکه گفتیم ابن کثیر هم از تاریخ طبری اخذ کرده است .

7- احمد امین مصری دانشمند معروف ومعاصر اهل سنت این افسانه را تحلیل وار در کتاب خود (فجر الاسلام ) آورده سپس مدرک خود را در نقل آن افسانه کتاب تاریخ طبری ذکر می کند

8- حسن ابراهیم از نویسندگان معاصر هم این داستان را را هم چون احمد امین به روش تجزیه وتحلیل آورده سپس منبع خود را در نقل این افسانه تاریخ طبری ذکر می کند

9- نیکلسن در کتاب خود (تاریخ الادب العربی ) ودوایت.م. دونالدسن در کتاب عقیدة الشیعه مدرک خود را در ذکر این افسانه کتاب تاریخ طبری ذکرکرده اند

10 فان فلوتن از خاور شناسان در کتاب خود ( السیادة العربیه والشیعة والاسرائیلیات فی عهد بنی امیه ) ترجمه دکتر حسن ابراهیم ومحمد زکی ابراهیم این افسانه را آورده سپس منبع خود را در نقل آن تاریخ طبری می داند

11- غیاث الدین (فرزند میر خواند ) نیز این مطلب را در کتابش (حبیب السیر ) آورده وسپس منبع خودرا تاریخ طبری ذکر کرده است .

حال باید دید طبری این داستان را از کجا آورده است :

ابو جعفر محمد بن جریر طبری آملی متوفی سال 310 هجری قمری افسانه ابن سباء را در کتاب خود “تاریخ الامم والملوک ” فقط وفقط از سیف بن عمر تیمی کذاب نقل کرده است .

طبری در تاریخ خود روایت های سیف کذاب را با یکی از این دو سند روایت می کند :

الف-عبید بن سعد زهری از عمویش یعقوب بن ابراهیم واو از سیف

ب-سری بن یحیی از شعیب بن ابراهیم واو از سیف

سیف بن عمر ( تنهاراوی افسانه عبدالله بن سبا) کیست ؟

سیف بن عمر از قبیله اسید است که تیره ای بود از ایل بزرگ تمیم ومحل سکونت او شهرستان کوفه بوده است ووفات او را سال 170 هجری در زمان خلافت هارون الرشید نوشته اند

روایت های سیف کذاب :

سیف برای اینکه افسانه های ساخته اش را به صورت تاریخ صحیحی در آید ورنگ حقیقت به آنها بخشد یک افسانه را به چند قسمت کرده ( مثل داستانهای هزار ویکشب) وبرای هر قسمتی سندی جعل نموده است وبا این روش دو کتاب پر از دروغ وافسانه تالیف کرده است :

1- الفتوح الکبیر والرده : که در آن حوادث تاریخی نزدیک به رحلت پیغمبر (ص) تا زمان خلافت عثمان گفتگو کرده است ودر همین کتاب جنگ ابوبکر با مسلمانان را جهت خوش آمد دستگاه فاسد اموی جنگ با (مرتدین ) نام نهاده است ووقایع را اکثرا بر خلاف سایر راویان ذکر می کند وبه نظر می رسد اهل سنت هم با پیروی از وی این جنگ را جنگ با مرتدین نام نهاده است

2- الجمل ومسیر عائشه وعلی : با رسیدگی به روایات کتاب وتطبیق آن با دیگر کتابها مشخص می شود که سیف کذاب این کتاب را فقط به قصد دفاع از بنی امیه نوشته است و آنقدر افسانه ودروغ به هم با فته تا توانسته عایشه ، طلحه وزبیر را از ننگ جنگ جمل نجات بخشد .

البته سیف کذاب فقط به جعل حوادث وگفتگوها بسنده نکرده بلکه در روایتهای ساختگی اش از حدود صدو پنجاه نفر از صحابه نام می برد که در هیچ مدرک دیگری نام آنها نیامده است و بعد از تحقیقات زیاد مرحوم علامه عسگری مشخص شده که این افراد اصلا وجود خارجی نداشته اند که اسامی این صدو پنجاه نفر را مرحوم علامه عسگری در کتاب (صدو پنجاه صحابه ساختگی ) آورده است از جمله همین ابن سباء که نامش فقط وفقط در روایات سیف کذاب آمده ودر دیگر کتب رجال شناسی از نامش خبری نیست (البته بعضی از رجال شناسان فقط با استناد به روایت سیف کذاب این نام را در کتابشان آورده اند )

علاوه بر اینها سیف که از هوش وذکاوت زیادی در دروغگویی بر خوردار بوده در روایاتش از جاهایی نام می برد که با تحقیقات انجام شده معلوم شده که این نامها بر روی کره زمین وجود ندارند وفقط ذهن خیال پرداز سیف آنها را آفریده وبوجود آورده است .

نمونه ای ازشهرهای خیالی سیف :

1- دلوث ؟ مجدی در شرح این کلمه فقط با استناد به افسانه های شیرین ! سیف این نام را در کتابش آورده است

2- طاووس؟ 3-جعرانه 4- نعمان 5- قردوده

ولی بسیاری از جغرافی دانان معروف که کتابها درباره شهرها نوشته اند اعتماد بر روایات سیف کذاب نکرده اند ولذا در کتاب هایشان نامی از این شهرهای افسانه ای نبرده اند مانند:

1-فتوح البلدان بلاذری 2- مختصرالبلدان ابوبکر احمدبن محمد همدانی -3الاثار الباقیه عنالقرون الخالیه 4- تقویم البلدان تالیف اسماعیل صاحب و…

واز متاخرین دونفر بر حموی که این شهرهای افسانه ای را فقط با استناد به روایت دروغین سیف آورده اند اعتماد ننموده اند :

1- خاورشناس لسترنج در کتابش بلدان الخلافه الشرقیه

2- عمر رضا کحاله در کتابش جغرافیای شبه جزیره عربستان

مثل اینکه جناب سیف در انتخاب نام شهرهای خیالی اش مهارت چندانی نداشته است

متاسفانه این افسانه ها واین نام ها در صدها کتاب حدیث ، تفسیر وتاریخ ،جغرافیا وادبیات ریشه دوانده است

سیف بن عمر از نظر رجال شناسان معروف اهل سنت ( که عده ای از آنها معاصر با سیف بوده اند )

1- امام نسائی صاحب صحیح معروف اهل سنت (متوفی 303) گفته : روایات او ضعیف است ، حدیث او را ترک کرده اند ومورد اعتماد نیست

2- یحیی بن معین : (متوفی 233) گفته حدیث او ضعیف است

3- ابو داود (متوفی275) گفته او بسیار دروغگو است (انه کذاب ) وروایاتش بی ارزش است

4-ابن ابی حاتم (متوفی 327) گفته : احادیث سیف را ترک کرده اند

5- ابن اسکن (متوفی 353) گفته ضعیف است

7- ابن حبان (متوفی 354) گفته : احادیثی را که خود جعل می کرده آنها را اززبان شخص موثقی نقل می کرده است (تا بیشتر کارگر افتد ) ونیز گوید سیف متهم به زندقه (کفر ) است وگفته اند که حدیث جعل می کرده است .

8- دار قطنی (متوفی 385) گفته ضعیف است وحدیثش را ترک کرده اند

9- فیروز آبادی صاحب قاموس (متوفی 817 ) گفته : ضعیف است

10 ابن حجر مکی (متوفی 852) گفته ضعیف است

11- سیوطی (متوفی 011) گفته بسیار ضعیف است

12 حفی الدین (متوفی 923 ) گفته او را ضعیف شمرده اند .

علت انتشار افسانه های سیف در کتب اهل سنت

چون از دیر باز اهل سنت علاقه شدیدی به تبرئه کردن بزرگان خود مثل خلفای سه گانه واشخاصی مثل عایشه وطلحه وزبیر ومعاویه علیه الهاویه و… داشته اند می دیدند که که این کذاب ماهر به آرزوهای آنها جامه عمل پوشیده وحتی برای آنها جعل کرامت نیز نموده است مثلا در یکی از روایاتش آورده که عمر در سر نماز

لشگریانش را که در حال فتح یکی از سرزمین ها بوده اند را دیده است !!! ولذا بدون توجه به روایت های معتبر دیگر که اکثرا مخالف با روایات اوست وهم چنین بدون توجه به نظر رجال شناسان در تضعیف ورد روایات وی، افسانه های او را که از لحاظ ساختاری شبا هت عجیبی با داستانهای شبه تاریخی هزار ویکشب دارد وبیشتر به درد نقال ها در قهوه خانه های سنتی می خورد را با جان ودل پذیرفتند و خود را با آن راضی کردند

نمونه ای از درو غ ها وافسانه های سیف

مثلا یکی از دروغ های شاخدار این مرد این است که طبری در تاریخش از او نقل می کند که چون خبر آوردند که ابوبکر برای بیعت بر منبر جلوس کرده است علی (ع) همین که این خبر را شنید وچون نمی خواست (خدای نکرده ) در بیعتش با ابوبکر تاخیری روی دهد با یک پیراهن وبدون قبا وشلوار !!! با کمال عجله بیرون آمد ونزد ابو بکر شتافت ودر کنار وی نشست وسپس کسی را فرستاد تا لباسهایش را بیاورد وپس از پوشیدن آنها به جای خود بنشست !!! ( سیف فراموش کرده پس بدن مطهر پیامبر(ص) در این بین چه شد ؟)

در صورتی که تمامی راویان ومورخان معتبر اهل سنت این ماجرا را به گونه ای دیگر نقل کرده اند مثلا بخاری در صحیح ، در اسد الغابه ، تاریخ یعقوبی ، استیعاب ابن عبد البر ، صحیح مسلم ، طبری ( از راویان دیگر به جز سیف کذاب) التنبیه والاشراف ، مروج الذهب ،شهرستانی در الملل والنحل ، تاریخ خمیس ، سقیفه ابوبکر جوهری ، الریاض النضره ، العقد الفرید و… آمده است که علی (ع) همراه با چند نفر دیگر از بنی هاشم ( یا به طور کلی بعضی از قریش ) وچند نفر دیگر با ابوبکر بیعت نکردند وبیعت حضرت علی (ع) با ابو بکر پس از مخالفت های فراوان وبا زور واجبار آنهم وقتی که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به شهادت رسید (بعد از 6ماه) انجام شد که شرح مفصل آن در مقاله های پیشین گذشت ( رجوع شود به جواب مقاله های شهادت حضرت زهرا بزرگترین دروغ تاریخ وحدیث ارث ) یا مثلا تمامی مورخین وراویان جنگ جمل را به گونه ای دیگر از روایت سیف آورده اند البته فایده این بحث این بود که اولا همه به دروغگو بودن سیف پی ببرند وبدانند که آن موسسی که اهل سنت به پیروی از سیف کذاب برای شیعه فرض کرده اند خواب وخیالی بیش نیست واصلا ممکن است که جریانی که باعث کشته شدن یک خلیفه شده وباعث ایجاد شورشهای بزرگ در سراسر سرزمین های اسلامی گردیده فقط یک راوی داشته باشد ؟؟؟ وحال آنکه کوچکترین مسائل از دید راویان (مخصوصا راویان عرب) به دور نمانده است وثانیا چون در مقاله های (جنگ ابوبکر با مرتدان ) و(چرا عایشه در خانه نماند وجنک جمل را به راه انداخت ؟) که توسط اهل سنت جنوب نوشته شده است جهت تبرئه ابوبکر عائشه ،طلحه وزبیر از روایاتی استفاده شده که فقط سیف کذاب نقل نموه است خواستیم یک آشنایی با این دروغگوی معروف داشته باشید مثلا فقط سیف عامل اصلی وقوع جنگ جمل را سبائیان (پیروان عبدالله سبا ء یهودی) دانسته که افسانه بودن این جریان را ثابت کردیم وجنگ ابوبکر با کسانی را که زکات نمی داند را هم جنگ با مرتدان نام نهاده تا خیال همه را راحت کند ولی انشاء الله ما در جواب این مقالات حقیقت امر را از کتب معتبر اهل سنت ثابت خواهیم کرد . واز برادران اهل سنت هم می خواهیم که دیگر این افسانه ها را در جایی نقل نکنند وآنهایی که نقل کرده اند آن را محو گردانند چرا که لابد خود می دانند که تهمت وافترا از بزرگترین گناهان است

والسلام علیکم ورحمه الله وبر کاته

تمامی مطالب بر گرفته از کتاب ذی قیمت “عبدالله بن سبا وافسانه های دیگر ” تالیف علامه سید مرتضی عسگری رحمه الله علیه البته با اضافات وتغییراتی توسط نویسنده

 نظر دهید »

ولایت

27 بهمن 1395 توسط منتظــرطلــوع

ولایت چیست؟

ولاء، وَلایت، وِلایت، ولیّ، مولی، اولی و امثال اینها همه از ماده ی (ولی)- و،ل،ی- اشتقاق یافته اند. این واژه از پر استعمال ترین واژه- های قرآن کریم است که به صورت های مختلفی به کار رفته است؛می گویند در 124 مورد به صورت اسم و 112 مورد در قالب فعل در قرآن کریم آمده است.

معنای اصلی این کلمه هم چنان که راغب اصفهانی (قدس سره) در (مفردات القرآن) گفته است، قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است به نحوی که فاصله ای در کار نباشد؛ یعنی اگر دو چیز آن چنان به هم متّصل باشند که هیچ چیز دیگر در میان آنها نباشد، مادّه ی (ولی) استعمال می شود.مثلاً اگر چند نفر پهلوی هم نشسته باشند و ما بخواهیم وضع و ترتیب نشستن آن ها را بیان کنیم،می گوییم: زید در صدر مجلس نشسته است (وَیَلیهِ عَمْرُو) یعنی بلافاصله در کنار زید عرو نشسته است. به همین مناسبت طبعاً این کلمه در مورد قرب و نزدیکی به کار رفته است اعم از فرب مکانی و قرب معنوی؛ و باز به همین مناسبت در مورد دوستی، یاری، تصدی امر، تسلط و معانی دیگر از این قبیل استعمال شده است؛چون در همه ی اینها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد.
برای این ماده و مشتقات آن،معانی بسیاری ذکر کرده اند.راغب اصفهانی راجع به خصوص کلمه ی (ولایت) از نظر موارد استعمال می گوید:
(ولایت،به معنی نصرت است،و اما ولایت به معنی تصدی و صاحب اختیاری یک کار است.وگفته شده که معنی هردو یکی است و حقیقت آن (تصدی و صاحب اختیاری است).(1)
در فرهنگ فارسی معین، برای لفظ (ولی) معانی متعددی از قیبل دوست،یار،صاحب،حافظ،آن که از جانب کسی در کاری تولیت دارد و برای (ولایت) معنی حکومت کردن بیان شده است.
پس (ولایت) همان حکومت و سرپرستی است که در ریشه ی لغوی آن نهفته است.
البته این بدان معنی نیست که تمام اختیارات مردم به ولی سپرده شود به طوری که مردم اصلاً به حساب نیایند.در مورد ولایتی که شخص بر اموال صغار دارد، صغیر اصلاً به حساب نمی آید،ولی در مورد ولایتی که ولی امر بر مردم دارد این گونه نیست که مردم هیچ انگاشته شوند.
برخی (ولایت) را به معنای (قیمومیّت) که لازمه ی آن تداعی (محجوریّت) در مولّی علیه است پنداشته اند و نوشته اند:
(ولایت به معنای قیمومیّت، مفهوماً و ماهیتاً با حکومت و حاکمیت سیاسی متفاوت است؛ زیرا ولایت حق تصرف ولی امر در اموال و حقوق اختصاصی شخصی مولّی علیه است، که به جهتی از جهات، از قبیل عدم بلوغ و رشد عقلانی، دیوانگی و غیره، از تصرف در حقوق و اموال خود محروم است، در حالی که حکومت و حاکمیت سیاسی به معنای کشورداری و تدبیر امور مملکتی است…) (2)
این چنین تعریفی که نویسنده ارایه داده است،با صراحت سخنان فقها که بعد خواهد آمد،منافات دارد.
مقام معظم رهبری می فرماید: (معنای (ولایت) در اصطلاح و استعمال اسلامی این است: یعنی حکومتی که در آن اقتدار حاکمیت هست،ولی خودخواهی نیست؛جزم و عزم قاطع هست اما استبداد به رأی نیست).(3)

فقیه کیست؟

(فقه) در لغت عرب به معنای فهم و درک،و (فقیه) به معنای صاحب فهم و درک است. اما با توجه به امتیاز اساسی که در لغت عرب،بین وزن (فعیل) و (فاعل) وجود دارد که وزن (فاعل) تنها ثبوت آن صفت مثلاً (علم) برای ذات را فهمانده، ولی وزن (فعیل) علاوه بر اثبات صفت برای ذات، دوام و استمرار و به تعبیر بهتر تجربه و تخصص را نیز می فهماند؛ لذا (فقیه) به معنای متخصص درفقه خواهد بود،همان گونه که طبیب متخصص در طب،و حکیم متخصص در حکمت است.
و در اصطلاح، (فقیه) به کسی گفته می شود که قوه و نیروی فعلی برای استخراج همه یا اکثر احکام شرعی و قوانین کلّی اسلام را از منابع اولیه ی آن یعنی (کتاب،سنت،اجتماع و عقل) داشته باشد.
استاد مطهری (قدس سره) در این باره می نویسد:
(در اصطلاح قرآن و سنّت (فقه) علم وسیع و عمیق به معارف و دستورهای اسلامی است و اختصاص به قسمت خاص ندارد.ولی به تدریج در اصطلاح علما این کلمه به (فقه الاحکام) اختصاص یافت.
توضیح این که؛علمای اسلام،تعالیم اسلامی را به سه دسته منقسم کردند:
الف: معارف و اعتقادات …
ب: اخلاقیات و امور تربیتی…
ج: احکام و مسایل عملی…
فقهای اسلام، کلمه ی فقه را در مورد قسم اخیر اصلاح کردند.شاید از آن نظر که از صدر اسلام آن چه بیشتر مورد توجه و پرسش مردم بود مسایل عمومی بود؛از این رو کسانی که تخصصشان در این رشته مسایل بود به عنوان (فقها) شناخته شدند.) (4).

معنای مفهومی ولایت فقیه

با توجه به آن چه در معنای (ولایت) و (فقیه) گفته شد،(ولایت فقیه) هرگز به معنای (قیومیت) یا (حاکمیت اراده ی مطلق فقیه) نیست،چنان که ولایت پیامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) و امامان معصوم (عليه السلام) نیز به چنین معنایی نبوده است، بلکه فقها مقصود: (اِرادهُ البِلادِ وَساسَهُ الْعِباد) است و بس.همان گونه که ولایت پیامبر از مقام نبوت او برخاسته بود،و بدین جهت، نبوت و شریعت او ولایت اش را در همان قوانین شرع محدود می کرد، ولایت فقیه نیز از مقام فقاهت او برخاسته، و فقاهت، آن را محدود می سازد.در واقع فقاهت اوست که حکومت می کند نه شخص یا اراده ی شخصی او؛لذا معنای صحیح ولایت فقیه،ولایت فقه او است.
پس وقتی که واژه ی (ولایت) در مورد فقیه به کار می رود،مراد همان حکومت و زمامداری امور جامعه است،و در واقع نوعی خدمت به جامعه اسلامی و مسلمین محسوب می شود.
حضرت امام (رحمت الله عليه) می فرماید: (ولایت،یعنی حکومت و اداره ی کشور و اجرای قوانین شرع مقدس،یک وظیفه ی سنگین و مهم است؛نه این که برای کسی شأن و مقام غیر عادی به وجود بیاورد و او را از حدّ انسان عادی بالاتر ببرد.به عبارت دیگر،ولایت مورد بحث،یعنی حکومت و اجرا و اداره،بر خلاف تصوری که خیلی از افراد دارند،امتیاز نیست بلکه وظیفه ای خطیر است). (5)

ولایت تکوینی و تشریعی

در یک تقسیم بندی،ولایت به دو قسم است: تکوینی،تشریعی.

(ولایت تکوینی)

به معنای تصرف در موجودات و امور تکوینی است.چنین ولایتی از آن خداست و همه ی موجودات، تحت اراده و قدرتش قرار دارند؛ اما خداوند به برخی از بندگان خاصّ خود، مرتبه ای از این ولایت را اضافه می کند.لذا، معجزات و کرامات پیامبران و اولیای دین از آثار همین ولایت تکوینی است.

(ولایت تشریعی)

یعنی این که تشریع و امر و نهی و قانون گذاری در اختیار صاحب ولایت باشد.پیداست که تشریع از آن خدا می باشد، او اوست که فرمان می دهد چه کنید و چه نکنید؛ اما پیامبر و امام هم می تواند به اذن خدا،حق تشریع و قانون گذاری داشته باشند.
در خصوص تفویض امر و حق قانون گذاری به پیامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) در حدیثی از امام باقر و امام صادق (عليها السلام) می خوانیم که فرمودند:
(اِنَّ اللهَ تَبَارَکَ و تَعالی فَوَّضَ اِلی نَبِیِّهِ امرَ خَلقِهِ لِیَنظُرَ کَیفَ طاعَتُهُم؛ثُمَّ تَلی هذِهِ الآیَهَ؛و ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ،وَ ما نَهاکُم عَنهُ فَانتَهُوا)؛ (6)
خداوند متعال کار مردم را به پیامبرش تفویض کرد تا بنگرند چگونه اطاعت مي كنند،سپس اين آيه را تلاوت فرمود که هر چیزی رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) دستور می دهد بگیرید و به آن عمل کنید،و هرچه شما را از آن نهی می کند خودداری نمایید.
پس پیامبر گرامی اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) همان گونه که مشاهده شد،تنها مبلّغ نبود،بلکه مشرّع نیز بود؛البته پایه ی تبلیغ صرفاً وحی،و پایه ی تشریع بینشی بود که از جانب خداوند الهام گرفته بود،و هرگز خواسته های شخصی در کار نبود.
این ولایت در تشریع بعد از پیامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) برای امامان معصوم نیز بوده است،و بسیاری از مسایل فرعی شرعیت،بر دست ایشان تشریع شده است.(7)
با آن چه بیان شد: ولایت تکوینی از مراحل کمال روحی و وجودی است که اثر آن سلطه بر جهان هستی می باشد.و ولایت تشریعی یک مقام و منصب وضعی و قانونی است که از طرف خداوند به فردی از افراد به عنوان مقام رسمی داده می شود،تا به امور اجتماعی مسلمین رسیدگی نماید.
ولایت تکوینی که از آن به ولایت تصرف (تصرف در جهان هستی) نیز تعبیر می شود، زمینه ای برای اعطای مناصب ولایت تشریعی نیز می باشد؛زیرا ولایت تشریعی که به معنای سلطه بر اموال و نفوس مردم است،بدون فلسفه و ملاک های معنوی و اجتماعی نخواهد بود و به هر کسی چنین منصب مهمّی داده نخواهد شد.از این روی در مکتب شیعه،(عصمت) در امام و (عدالت) در نایب امام یکی از کمترین شرایط اساسی است که ولیّ می بایست بر نفس خویش مسلط باشد،وگرنه هیچ گاه ولایت تشریعی و حتی ولایت فتوا و یا قضا که کمترین مرحله از مراحل ولایت فقیه است به او داده نخواهد شد.
اما لازم است یادآور شویم:تشریع در حیطه ی فقاهت دو گونه است:
1.استنباط ملاک های قطعی احکام،که مناط و ملاک قطعی موضوع حکم شرعی مشخصص می گردد،و بر اساس این تشخیص دایره ی حکم توسعه یا تضییق می یابد.لذا حکم مرتبت از محدوده ي عنوان مطرح شده در موضوع،فراتر رفته یا تنگ تر می شود. مثلاً ملاک در حرمت (خمر) چیست؟ (خمریّت) یا (مسکریّت)؟در صورت اول حرمت،مخصوص همان (خمر ) است ولی در صورت دوم شامل همه ی مسکرات می گردد.
2.تشریع و قانون گذاری در پیش آمدها که طبق مصالح مقتضی،و بر حسب شرایط زمان،تغییر پذیر است.
تشخیص این گونه موارد و تعیین احکام مربوط،شرعاً به فقیهان واگذار شده، تا در سایه ی قواعد عامه و ضولبط اصل شریعت،حکم هر یک از وقایع رخداده را روشن سازند و با نام (الحوادث الواقعه) در توقیع شریف امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از آن یاد شده است.(8)
پس،آن چه در ولایت فقیه مطرح است ، (ولایت تشریعی)-نه ولایت بر تشریع- است.
یعنی فقیه جامع الشرایط می تواند به مردم در محدوده ی دینی امر و نهی کند و به مقتضای شرایط در چارچوب شریعت،تشریع نیز داشته باشد.

انواع و مراتب ولایت

ولایت در اسلام انواعی دارد که عمده و مهمترین آنها چهار مورد ذیل است:
1. ولایت (الله)
2. ولایت (رسول الله)
3. ولایت (امام)
4. ولایت (فقیه واجد الشرایط)

ولایت الله:

بر اساس تفکر ناب دینی،بویژه اسلامی،اصل اولی در مسأله ي ولایت این است که ولایت- اعم از تکوینی و تشریعی- فقط برای خداوند سبحان است و در میان انسان ها،هیچ کس حق ولایت و سرپرستی نسبت به دیگر افراد را ندارد؛زیرا انسان باید از کسی اطاعت کند که فیض وجود و هستی خود را از او دریافت کرده باشد،و چون افراد عادی نه به انسان هستی بخشیده،و نه در بقا و دوام هستی او مؤثرند،بنابر این رأی هیچ کس برای دیگری لازم الاتباع نیست.
(اَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ اَولیاءَ،فَالله هُوَ الوَلِیُّ…)؛(9) آیا غیر از خدا را برای خود سرپرست و ولی قرار دادند،و حال آن که تنها او ولی و سرپرست است.

ولایت رسول الله:

گفته شد که اصل اولی این است که فقط خداوند متعال ولی انسانها و مؤمنین است؛لذا تبعیّت از دستور غیر خداوند مشروط به اذن خداست.او می تواند این حق را به هر کسی بدهد و هرکسی را که شایسته می داند در سمت ولایت و رهبری نصب کند.انبیا و پیامبران الهی کسانی هستند که با تحدّی و اعجاز،رسالت آنها از طرف خداوند اثبات شده،و بر پیروی و اطاعت از آنها فرمان داده شده است.
چنان که در قرآن کریم می خوانیم:
(وَ مَا اَرسَلنا مِن رسُولٍ اِلّا لِیُطاعَ بِاِذنِ اللهِ) (10)؛هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر این که به اذن خداوند،مردم موظف به اطاعت فرمانبرداری از او هستند.
و نیز آمده است:
(وَ مَن یُطِعَ الرَّسُولَ فَقَد اَطاعَ الله)؛(11) کسی که از رسول اطاعت کند به تحقیق از خداوند اطاعت کرده است.
و آیات بسیاری که مجال ذکر آنها نیست.

ولایت امام معصوم:

از آن جا که رهبری،یک امر ضروری برای جوامع بشری است،از این رو بعد از رحلت پیامبران الهی نیاز به آن است که این سرپرستی و رهبری الهی ادامه پیدا کند.
علاوه بر این برهان عقلی که درضرورت تداوم رهبری الهی وجود دارد،برهان دیگری نیز با استعانت از آن چه به وحی الهی نازل شده است می توان اقامه کرد؛زیرا گذشته از یک دسته مسایل فردی که در دین مطرح است،یک سلسله دستورات اجتماع درون مرزی نظیر حدود و دیات و قصاص و تعزیرات و امثال آن،و یک سلسله دستورات اجتماعی برون مرزی مانند جهاد،دفاع و مانند آن،نیز در دین وجود دارد.خود این دستورات نشان دهنده ی آن است که دین نیازمند به یک قدرت اجرایی و یک سرپرستی و ولایت اجتماعی است.
در قرآن کریم و احادیث پیامبر و اهل بیت (عليهم السلام)،بر این امر تصریح شده است،چنان که می خوانیم: (یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللهَ و اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الأمرِ مِنکُم)؛(12) ای اهل ایمان!فرمان خدا و رسول و والیان امر (امامان معصوم) را اطاعت کنید.
هم چنین حضرت رسول اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) در غدیر خم،از واژه ی (مولا) و ولایت استفاده کردند و فرمودند: (مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیُّ مَولاه)(13) هرکس را که من ولی او هستم،این شخص- در حالی که امیرالمؤمنین علی (عليه السلام) را نشان می داد- نیز ولیّ اوست.
این عمل پیامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) نصب است که حضرت علی (عليه السلام) را به عنوان وصی و جانشین خود معین کردند،همان گونه که پیشتر بر این امر تصحیح کرده بودند،آن گاه که در مقابل بنی هاشم دست روی شانه ی علی (عليه السلام) گذاشته و فرمود: (اِنَّ هَذا َخی وَ وَصیّی وَ خَلیفَتی فیکُم فاستَمِعُوا لَهُ وَ اَطیعُوا)؛این مرد،برادر و وصی و خلیفه ی من در میان شما است،پس سخنانش را شنیده و مطیع او باشد.
لذا امامت و ولایت چنان که بعضی معتقدند،یک امر برون دینی نیست که اختیار تعیین امام و ولی هم با مردم باشد،بلکه یک امر مسلّم درون دینی است.

ولایت فقیه:

این نوع ولایت که موضوع کتاب نیز می باشد به طور جداگانه نیز بحث شده و می شود،اما به طور اجمال عرض می شود که به همان دلایل که امام بعد از پیامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) لازم و ضروری بود،در دوران غیبت امام معصوم نیز به همان دلایل علاوه بر برخی دلایل نقلی ولایت فقیه جامع الشرایط لازم و ضروری است.
پس،ولایت فقیه از ولایت امام،ولایت امام از ولایت رسول و ولایت رسول از ولایت الهی سرچشمه می گیرد و به تعبیر دیگر این سه نوع ولایت از ولایت (الله) سرچشمه می گیرد،این ولایت ها در طول ولایت الهی هستند نه در عرض آن.
و اما از نقطه نظر اجرایی نیز ولایت دارای مراتب متعددی است که از آن به امات تعبیر می شود:
الف: مرتبه ی استعداد و صلاحیت،به این معنی که شخص از صفات و ملکاتی ذاتی و اکتسابی لازم جهت به دست آوردن ولایت برخوردار باشد.
ب: مرتبه ی جعل ولایت: به این معنی که توسط خداوند،ولایتی درباره ی پیامبری مقرّر شود،ولی مردم آن را تنفیذ نکنند؛و همچنین پیامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) از جانب خداوند ولایت را در مورد امیرالمؤمنین (عليه السلام) اعلام نمود ولی تا مدّتی مردم آن را تنفیذ و اجرا ننمودند.
ج: ولایت عملی مجرّد که مردم با کسی بیعت کنند و حاکمیت را به او تسلیم نمایند،ولی شرع آن را جعل نکرده باشد (این صورت خود به خود از مراحل ولایت شرعی خارج است).
د: ولایت شرعی که به فعلیت رسیده است؛به این معنی که مردم با کسی که ولایت درباره ی او جعل شده بیعت کنند و او را بر امورشان حاکم گردانند.
این مرتبه از ولایت،در حقیقت،عینیّت ولایت و امامت است؛و در این مرحله است که آثار واقعی امامت مترتّب می شود و امامت تحقّق می یابد .(14)

پی نوشت:

1. ر.ک: مرتضی مطهری،مجموعه آثار،ج3،ولاء و ولایت ها،ص255 و 256.
2. مهدی حایری یزدی،حکمت و حکومت،ص178.
3. آیت الله خامنه ای،سخنرانی،روزنامه ی جمهوری اسلامی،سه شنبه 17 فروردین 1378،ص15.
4. مرتضی مطهری،آشنایی با علوم اسلامی،دفتر فقه،ص 287 و 288.
5. امام خمینی (رحمت الله عليه)،ولایت فقیه،ص40.
6. مرحوم کلینی،اصول کافی،ج1،ص 267،حدیث 5.
7. ر.ک: علامه مجلسی،بحارالانوار،ج25،ص332-334.
8. محمد هادی معرفت،ولایت فقیه،ص163.
9. سوره ی شوروی،آیه ی 9.
10. سوره ی نساء،آیه ی 64.
11. همان،آیه ی 80.
12. سوره ی نساء،آیه ی 59.
13. علامه بحرانی،غایه المرام،باب 38، ص335 از 8 طریق این روایت را ذکر کرده است.
14. ر.ک: عباسعلی عمید زنجانی،فقه سیاسی،ج2، صص 101 و 102.
منبع اصلی:
کتاب،ولایت فقیه در عصر غیبت،علیرضا رجالی تهرانی،انتشارات نبوغ،چ دوم،1383،صص81 تا 90

 نظر دهید »

مهم ترین شاخص یک انقلابی حقیقی

14 بهمن 1395 توسط منتظــرطلــوع
مهم ترین شاخص یک انقلابی حقیقی

خداوند علیم،در سوره مبارکه بقره آیه 120 میفرمایند:

ولن ترضی عنک الیهود ولا النصاری حتی تتبع ملتهم قل ان هدی الله هو الهدی ولئن اتبعت اهواءهم بعد الذی جاءک من العلم ما لک من الله من ولی ولا نصیر

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

با توجه به آیه مذکور مهم ترین شاخص یک انقلابی حقیقی ،عدم سازش با یهود و نصارا است.در واقع مهمترین شاخص یک انقلابی حقیقی، دشمن شناسی است.

آمریکا بزرگترین دشمن بشریت و اسلام داعیه دار دین مسیحیت است.
اعمال ضد انسانی صهیونیست، یهود و اسراییل هم در دنیا بر کسی پوشیده نیست.
خداوند حکیم در این آیه به صراحت فرمودند هر کاری برای جلب رضایتشان انجام دهید،
آنها هر گز از مواضع خود کوتاه نمی آیند تا آنکه تو را پیرو و تابع ملت و دین خودشان کنند.
امام خمینی ره با ایستادگی در مقابل زیاده خواهی ها و ظلم و سلطه ابر قدرتهای شرق و غرب ،به اسلام جان تازه ای بخشید . و با الگو پذیری از قیام امام حسین علیه السلام ‘ خودش الگویی برای کشورها و ملتهای عصر حاضر شد.
حرکت این مرد بزرگ تاریخ عمل به آیه فوق بود.
واینک ما وارثان این انقلاب،اگر از معیارهای اصیل آن دور شویم ،بار دیگر سلطه یهود و نصارا بر ملتمان را خواهیم دید…
پس وظیفه ما به عنوان پاسداران این انقلاب و به عنوان یک انقلابی حقیقی،امر به معروف و نهی از منکر در همه سطوح آن است،
یعنی هم خود و خانواده و اجتماع را امر به معروف و نهی از منکر کنیم و هم بالاتر از آن ،مسئولین و حاکمان کشور را با امر به معروف و نهی از منکر به سمت اهداف والای انقلاب اسلامی که همانا زمینه سازی ظهور حضرت مهدی عجل الله میباشد،رهنمون شویم

در سوره مبارکه رعد آیه 11آمده است:
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم واذا اراد الله بقوم سوءا فلا مرد له وما لهم من دونه من وال

(امّا) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (بخاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستی نخواهند داشت!

با استناد به این آیه ،امر به معروف و نهی از منکر از واجباتی است که عدم عمل به آن باعث نابودی و هلاکت ملتها و اقوام بوده و این سنت خداست و در سنت خدا تغییری نیست.
ان شاالله که عامل به فرامین الهی باشیم.
و جزء انقلابیون حقیق و آمران به معروف و ناهیان عن المنکر باشیم.

اشتراک گذاری این مطلب!

http://blog-682.kowsarblog.ir/?p=328306

 2 نظر

شیوه نامه تدوین و نگارش تحقیق پایانی دوره عمومی (سطح 2)

14 بهمن 1395 توسط منتظــرطلــوع

بسمه تعالی

مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران
معاونت پژوهش
مدیریت امور پژوهشی واحدهای حوزوی

شیوه نامه تدوین و نگارش تحقیق پایانی
دوره عمومی (سطح 2)

تهیه و تنظیم : گلاب سوری لکی
بهمن ماه 1390
( به انضمام تغییرات سال 92 )

اشتراک گذاری این مطلب!

مقدمه
هدف از هدف از تدوین تحقيق پایاني، سنجش ميزان شناخت طلبه نسبت به انجام روشمنديك تحقيق علمي، مهارت او در به کارگیری منابع علمي معتبر و استفاده مطلوب از آنها، تقویت روحیه تتبع ، گردآوري اقوال و ارايه آنها در ساختاري منسجم و منطقي است.بدین منظور و برای ایجاد هماهنگی میان تحقیقات پایانی طلاب حوزه¬های علمیه خواهران، معاونت پژوهشی با اتکاء به اصول علمی روش تحقیق و ملاحظه روش های پژوهش و نگارش در مراکز آموزشی مختلف، شیوه نامه حاضر را جهت نگارش و تنظیم تحقیقات پایانی سطح دو ارائه نموده است. اگر چه نمی توان تمام نکات مربوط به ارائه روشمند یک اثر علمی را در این راهنما ذکر نمود، لکن به منظور آشنایی طلاب با اصول اولیه و حفظ وحدت رویه در نحوه تهیه و آماده سازی تحقیقات پایانی ، تلاش شده است نکات کلیدی در این مجموعه ذکر شود. بر این اساس، طلاب مدارس علمیه خواهران موظفند قبل از اقدام به تنظیم تحقیق پایانی ، این شیوه نامه را به دقت مطالعه و مطابق با آن، زیر نظر استاد راهنما، کلیه بخش های تحقیق خود را تدوین نمایند.

- تدوین تحقیق پایانی
به طور کلی ساختار تحقیق پایانی از دو جزء تشکیل شده است.
1 - طرح کلی تحقیق پایانی
(جلد تحقیق پایانی، صفحات مقدماتی، چکیده، فهرست مطالب ، فهرست منابع و …) که در انتهای شیوه نامه به طور مفصل توضیح داده می¬شود.
2 - متن اصلی تحقیق پایانی
(مقدمه، کلیات، بخش ها و فصول، نتیجه گیری )
- مراحل تدوین تحقیق
مرحله اول : انتخاب موضوع
تلاش شود تا موضوعات بر اساس علاقه و توانایی طلبه و همچنین برآمده از خلاءهایی باشد که در محیط پیرامون طلبه وجود دارد. به عنوان مثال اگر در جامعه ای فرقه های انحرافی فعالیت دارند و اعتقادات اقشار جامعه را با مشکل مواجه کرده اند؛ موضوعات در آن رابطه جهت دهی شوند. ممکن است در یک منطقه ای آمار ربا خواری ، اعتیاد ، طلاق ، گرایش به انحرافات اخلاقی و … بالا باشد یا اقشار یک جامعه دچار بحران معنویت ، دین¬گریزی و سایر مشکلات اخلاقی شده باشند . بهتر است موضوعات در آن راستا انتخاب شوند تا تحقیقات انجام شده کاربردی بوده و راهکاری برای رفع آنها ارائه دهند . از این¬رو محقق بایستی مطالعه اولیه¬ای داشته و پس از نیازسنجی موضوع خود را انتخاب نماید.( در انتخاب موضوع به شرایط مندرج در آیین نامه توجه کنید)
نکته مهم : موضوعات انتخابی بایستی مرتبط با حوزه دین باشند

مرحله دوم: انتخاب عنوان برای تحقیق
تعیین عنوان پایانی از جمله امور مهم در تدوین است . باید توجه داشت که عنوان با موضوع تفاوت دارد. موضوع امر کلی است . گاهی از درون یک موضوع، چندین عنوان طراحی شده و آن موضوع را تبیین می¬نماید. به عنوان مثال: موضوع مهدویت را می¬توان از جنبه های مختلف جامعه شناختی، اندیشه شناختی ، کارکردها ، پیامدها ، مباحث مربوط به انتظار، زمینه سازی ، دوران ظهور و… بررسی نمود. یا موضوع «تربیت» از جنبه های اخلاقی ، اجتماعی و .. می توان عناوین متفاوتی را طرح نمود.
تحقیق پایانی حاصل تلاش طلبه است و عنوان مناسب نشان از شایستگی، پختگی و توان علمی طلبه دارد. لذا در انتخاب آن باید دقت لازم به کار بُرده شود. عنوان باید دارای مولفه¬های زیر باشد:
- رسا، شفاف وگویا: هر گونه ابهام در عنوان، سبب برداشتهای گوناگون شده و محقق را از هدف و نتیجه اصلی باز می¬دارد.
مثال عنوان مبهم: بهائیت از منظر فقه : در این عنوان مشخص نیست که فقه خود بهائیت مد نظر است یا بهائیت از دیدگاه فقه اسلامی باید بررسی شود.
- دقیق و تا حد امکان کوتاه: در تحقیق پایانی از عنوان های طولانی استفاده نشود. محقق از عبارات زاید در عنوان که منجر به طولانی شدن عنوان تحقیق می¬شود، پرهیز نماید. مانند:
نقش آموزه مهدویت در سرنگونی نظام شاهنشاهی محمدرضاه پهلوی و پیروزی انقلاب و شکل¬گیری نظام حکومتی جمهوری اسلامی ایران در سال 1357
این عنوان را می¬شود به گونه¬ای طرح کرد که هم کوتاه باشد وهم عنوان بالا را در برگیرد. مانند: نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران
بدیهی است برخی موارد استفاده از عناوین طولانی اجتناب ناپذیر است. که در این صورت بایستی سایر مولفه ها در آن رعایت شود.
عدم کلی و یا بسیار جزئی بودن: از آنجا که عناوین کلی مباحث فراوانی در بر می¬گیرند، از یک سو باعث می¬شود که محقق نتواند به همه آنها بپردازد و مباحث ناقص می¬ماند. از سوی دیگر مطابق آیین نامه، تحقیق پایانی دارای محدودیت در تعداد صفحات است و گنجایش پردازش همه مطالب را ندارد.
همچنین اگر عنوان بیش از حد جزئی باشد، قابلیت اینکه تبدیل به تحقیق پایانی شود نداشته و در سطح مقاله باقی می¬ماند.
مثال عنوان کلی : مهدویت
مثال عنوان جزئی:دلیل غیبت حضرت مهدی(عج)
- عدم به¬کارگیری برخی واژه¬ها و عناوین : در نگارش عنوان تحقیق پایانی، تلاش شود تا از واژه¬هایی که بار معنایی خاصی ندارند مانند آشنایی با ….. ، نظری به …..، گذری به …، سیری در… درآمدی بر … استفاده نشود.
- ابتکار و نوآوری : لحاظ جنبه نوآوری در عنوان موضوعاتی که قبلا از حیث دیگر به آن پرداخته شده است ضروری است. زیرا در غیر این صورت مخاطب با تلقی این¬که موضوع تکراری است، انگیزه لازم جهت ملاحظه آن اثر پژوهشی را از دست می¬دهد. از این رو میزان بهره¬وری و استفاده از آثار پایین می¬آید. البته مطابق آیین¬نامه، انتخاب موضوع تکراری درصورتی که ساختار پیشنهادی طلبه کاملا متفاوت بوده و ابعاد جدید در پژوهش ایجاد نماید، بلا مانع است.

- رعایت نگارش و دستور زبان فارسی

مرحله سوم: نگارش طرح تفصیلی
1 - مقدمه (طرح تحقیق)
طرح تحقیق که به آن طرح تفصیلی نیز گفته می¬شود یکی از ارکان اساسی و اصلی تحقیق پایانی به حساب می آید و شامل ده گام است که محقق قبل از آن که به انجام تحقیق مبادرت ورزد ، بایستی به کمک استاد راهنما این قسمت را تهیه و تنظیم نماید. طرح تحقیق در واقع نقشه و راهنمای تحقیق است. زیرا سایر بخش ها و فصول تحقیق بر اساس آن شکل می گیرند. هر اندازه که طرح تحقیق به درستی و بر اساس اصول علمی تبیین و ترسیم شود ، ساختار تحقیق از انسجام و نظم منطقی بیشتری برخوردار می شود . ضمن آن که بر اتقان علمی تحقیق افزوده می شود و نشانه تسلط محقق بر موضوع تحقیق است.
گام های ده گانه عبارتند از:
1 - 1 - تعریف و تبیین موضوع
در شناسایی و بیان مسأله تحقیق، پژوهشگر سعی دارد شواهد دال بر وجود مسئله را بیان کند. به عبارتی زمینه ای را تصویر می¬کند که در آن مسأله مورد نظر رخ داده است. در این مرحله ویژگی های مسأله، گستردگی و علل احتمالی بروز آن نیز مطرح می¬شود. محقق بایستی مسأله خود را توضیح داده و حد ومرز آن را بیان کند. به عبارت دیگر محقق به دنبال مشخص کردن حدود موضوع است.
2 - 1 - اهمیت و ضرورت تحقیق: زمانی که محقق موضوعی را برای تحقیق انتخاب می¬کند به ارزش کار واقف است و به همان نسبت هم انگیزه های بیشتری برای انجام آن در خود می¬یابد . محقق باید ارزش¬های اساسی تحقیق را به دیگران منتقل ¬کند. در این قسمت محقق بر پایه دیدگاه خود بیان می-کند که اهمیت این موضوع تاچه حد است. چرا چنین موضوعی را برای تحقیق انتخاب کرده است؟ انگیزه و علت انتخاب موضوع در اینجا چیست؟ ارتباط موضوع تحقیق را با دیگر پدیده¬های همسو توضیح داده می¬شود. به عنوان مثال در تحلیل انقلاب اسلامی، آموزه¬های اسلامی دیگری نیز دخالت داشته¬اند اما محقق ضرورت اینکه آموزه مهدویت را انتخاب کرده است نیز توضیح داده می¬شود.
3 - 1 - اهداف و فوائد تحقیق:
محقق باید بیان کند که هدف از انجام چنین طرح و تحقیقی چیست. هر هدف کلی دارای اهداف جزئی¬تری است. همچنین باید توضیح داده شود که از این تحقیق چه کسانی یا چه سازمان¬هایی سود می¬برند.
4 - 1 - پیشینه موضوع تحقیق:
پیشینه موضوع در دو قسمت تبیین می شود. اول پیشینه خود مسأله باید بررسی شود که آیا در این خصوص تحقیقی صورت گرفته است یا خیر، تا از موازی¬کاری و پژوهش¬های تکراری جلوگیری شود. دوم پیشینه منابع : محقق بایستی پس از مطالعه و کنکاش و با توجه به موضوع تحقیق خود تعدادی از منابع دست اول و منابع معتبر علمی و پژوهشی مربوط به موضوع خود را با آدرس کامل ذکر کرده وضمن ارائه گزارشی کوتاه از آنها، وجه تشابه یا تفاوت پژوهش خود را با آن¬ها بیان ¬کند تا تحقیقات تکراری نشده ودر راستای تکمیل یک موضوع باشند.

5 - 1 - سوالات تحقیق
سوالات تحقیق بر دو نوع است؛
- سوال اصلی: در واقع دغدغه اصلی پژوهشگر است که تصمیم به انجام پژوهش درآن زمینه گرفته است و معمولا از عنوان تحقیق گرفته می¬شود. سوال اصلی معمولا یک سوال بیشتر نیست. نکته مهم: سوال باید به گونه ای طرح شود که جواب آن کلمه بله و یاخیر نباشد.
مثال: در تحقیق پایانی با عنوان «نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران»
سوال اصلی : آموزه مهدویت چه تأثیر و جایگاهی در انقلاب اسلامی ایران داشته است؟
مثال نادرست: آیا مهدویت در انقلاب اسلامی ایران نقش داشته است؟
- سوالات فرعی: سوالات فرعی برای تبیین و تکمیل و در راستای پاسخ به سوال اصلی طرح می-شوند و در واقع فصل های تحقیق پایانی را تشکیل می¬دهند. یعنی هر فصل تحقیق پایانی پاسخ در به یک سوال فرعی نگاشته می¬شود. تعداد سوالات فرعی بستگی به نوع تحقیق دارد.
مثال: در تحقیق پایانی با عنوان «نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران»
1- نظریه ها و رویکردهای تحلیلی انقلاب اسلامی ایران کدام است؟
2- کارکرد مدینه فاضله مهدوی به عنوان الگوی مطلوب حکومت چیست؟
3- رویکرد رهبران انقلاب در نقد رژیم پهلوی چگونه بوده است؟
4- انقلابیون در ترسیم آرمان¬های خود چه الهامی از آموزه مهدویت گرفته¬اند؟
6 - 1 - فرضیه تحقیق:
فرضیه پاسخ موقتی به سوال اصلی تحقیق است که محقق در طول تحقیق به دنبال اثبات و یا رد آن است. بهترین فرضیه آن است که محقق در نهایت و پس از پژوهش آن را اثبات کند. فرضیه به گونه-های مختلف می¬تواند طرح شود. به عبارت دیگر فرضیه یا رابطه علت و معلول، یا همبستگی و یا مقایسه بین دو یا چند متغیر است. فرضیه باید قابلیت اندازه گیری داشته باشد. همچنین کوتاه و مختصر، قابل فهم و دارای حدود مشخص باشد. معمولا فرضیه به صورت یک جمله خبری است. مثال: در تحقیق پایانی با عنوان «نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران»
فرضیه: آموزه مهدویت با کارکردها و ارائه الگوی مطلوب، منجر به واکنش در برابر ظلم و استبداد پهلوی شده و با ایده نیابت از امام معصوم(ع) در شکل گیری نظام جمهوری اسلامی ایران عمل کرده است.
- پیش فرض: پیش فرض¬ها قضایایی هستند که برای محقق اثبات شده هستند و محقق در صحت آنها شک و تردید ندارد. در تحقیق نیز به عنوان پایه مباحث هستند. مثال: در تحقیق پایانی با عنوان «نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران» محقق عقیده دارد که؛ 1- ارزش¬های انقلاب اسلامی منبعث از الگوی دینی است. 2- حکومت مهدوی، الگوی آرمانی و مطلوب برای انقلاب اسلامی است. 3- مهدویت در شکل گیری انقلاب اسلامی نقش داشته است. این موارد به عنوان پیش¬فرض محسوب می¬شوند.پیش فرض¬ها جمله کامل هستند و حالت سوالی ندارند.
- مفاهیم و متغیرها: محقق پس از طرح سوال و فرضیه، بایستی مفاهیم و متغیرهای خود را مشخص نماید و تعریف کوتاهی (تعریف مدنظر محقق و منظور محقق از به کاربردن آن واژه) از آنان ارائه دهد تا ابهامی در آنها برای مخاطب نباشد.
مثال: در تحقیق پایانی با عنوان «نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران»
مفاهیم: مهدویت: اعتقاد به امامت حضرت مهدی(عج) در دوران غیبت و تشکیل مدینه فاضله مهدوی در دوران ظهور و دیگر آموزه های مربوط به حضرت مهدی(عج).
انقلاب: طغیان و عصیان مردم یک ناحیه و یا یک سرزمین علیه نظم موجود برای ایجاد نظمی مطلوب.
انقلاب اسلامی ایران: تحول و دگرگونی که در حاکمیت ایران در سال 1357 به وجود آمد و طی آن حکومت اسلامی جایگزین نظام سلطنتی پهلوی شد.
متغیر: متغیرها سه نوع هستند.
متغیر مستقل: عاملی که دارای نقش اصلی و تأثیرگذار است. مانند: مهدویت
متغیر واسط:
متغیر وابسته: عاملی که تأثیر¬پذیر است و عمل بر روی آن انجام می¬گیرد. مانند: وقوع انقلاب اسلامی

7 - 1 - روش تحقیق: اصل بر این است که تحقیقات پایانی حوزه های طلاب با روش تحقیق کتابخانه¬ای صورت ¬گیرد و محقق با این روش به تجزیه و تحلیل داده های خود بپردازد. در صورت استفاده از تحقیقات پیمایشی مطابق ضوابط خاص خود عمل می¬شود. محقق در این قسمت روش تحقیق خود را بیان می¬کند. مثال
8 - 1 - ساختار تحقیق : محقق در این قسمت سازماندهی و چارچوب تحقیق خود را که به کمک استاد راهنما تنظیم کرده است بیان می¬کندو به صورت بسیار اجمالی توضیحی کوتاه از هرقسمت بیان می¬کند.
مثال: نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران
پژوهش حاضر از مقدمه، دو بخش و نتیجه گیری تشکیل شده است. در بخش اول کلیات بحث مطرح شده که شامل دو فصل است در ابتدا کلیات طرح تحقیق مطرح شده است و در فصل دوم به رویکردهای تحلیلی انقلاب اسلامی و دیدگاه هایی که در این رابطه وجود دارد، پرداخته شده که در نتیجه رویکرد فرهنگی با تأکید بر نقش مذهب، که بیشترین کاربرد را در تحقیق حاضر دارد، مورد بحث قرار می¬گیرد. بخش دوم شامل نیز شامل دو فصل است. در ابتدا به تبیین مدینه فاضله مهدوی و الگوی آرمانی انقلاب اسلامی پرداخته شده است و ضمن بیان نارسایی و عدم تحقق آرمان¬شهرهای مطرح شده از سوی اندیشمندان غرب، سيماي آرمان شهر در انديشه اسلامي ترسیم و كاركرد الگويي و الهام بخشي آرمان شهر مهدوي مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته می¬گیرد. در فصل بعد رویکرد رهبران انقلاب در نقد رژیم پهلوی شده و پس از شناسایی گروه¬های موجود در روند انقلاب، گروه اسلام¬گرا و مذهبی که عمدتاً قشر روحانی بودند و به سبب وجود ویژگی¬هایی چون مشی انقلابی بر اساس آموزه های دینی، پایگاه مردمی و… از میان آنها امام خمینی(ره) به عنوان طراح انقلاب با بیان آسیب های موجود در حکومت پهلوی حکومت موجود را به نقد کشیدند. در نهایت با ایده به طرح تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت و نیابت ولی فقیه از امام زمان(عج) به عنوان تجلی آرمان مهدوی پرداخته شده است. در خاتمه و نتیجه گیری ضمن تبیین تأثیرات مهدویت بر انقلاب اسلامی فرضیه مورد نظر اثبات می¬شود.
9 - 1 - واژگان کلیدی:
در این قسمت محقق تعریف کوتاهی از واژگان کلیدی که در پایان چکیده آورده است، بیان می¬کند.
10 - 1 - محدودیت ها، مشکلات و موانع تحقیق : ممکن است طلبه در طول انجام تحقیق با مشکلاتی رو به رو شود که کنترل آن از عهده محقق خارج است. کمبود و یا عدم دسترسی به منابع مطالعاتی، عدم دسترسی به اساتید راهنمای متخصص و… از این قبیل است.
2 - متن اصلی
قبل از شروع متن یک مقدمه کلی می¬آید که در آن اهداف مورد نظر در تحقیق، روشها، نحوه انجام تحقیق و… مطرح می¬شود و مدخلی برای ورود به بحث است. این مقدمه با طرح تحقیق فرق می¬کند.
همان¬طور که گفته شد متن اصلی شامل 3 مبحث است:
- مقدمه (طرح تحقیق) در قسمت بالا به طور کامل توضیح داده شد.
- بخش ها و یا فصل های تحقیق
- خاتمه و نتیجه گیری
- بخش ها و فصل های تحقیق
تعداد بخش ها و فصول تحقیق بر اساس موضوع تحقیق متفاوت است. ممکن است که یک موضوع نیاز به تفسیر و یا تبیین زیادی داشته باشد، بنابراین تعداد فصل ها نیز بیشتر می شود. از آن جایی که مطابق آیین¬نامه تحقیق پایانی متن اصلی نباید کمتر از 60 صفحه با احتساب فهرست منابع و بیشترا ز 120 صفحه باشد در هنگام تنظیم فصول و ساختار تحقیق به این مساله توجه شود که ارتباط منطقی میان فصل ها وجود داشته ، تناسب در آنها حفظ شود. تحقیق پایانی واحدهای حوزوی خواهران براساس « بخش» تقسیم می¬شود و تعداد بخش¬های آن بستگی به موضوع تحقیق دارد. در هر صورت تعداد بخش¬ها نباید از دو بخش کمتر باشد.
در بخش اول کلیات و مفهوم شناسی مطرح می¬شود که شامل دو قسمت است . مقدمه (طرح تحقیق): که به طور کامل در بالا توضیح داده شد. و فصل اول با عنوان مفهوم شناسی، که محقق در این قسمت مفاهیم اصلی تحقیق و احیاناً مفاهیم مشابه و همسوی با آن را به طور کامل توضیح داده و اگر ضرورت داشت تاریخچه مباحث نیز مطرح می¬شود . به طور کلی محقق در بخش کلیات به مباحثی می¬پردازد که در طول تحقیق به آنها نیازمند است و دیگر در طول تحقیق به آن نمی¬پردازد. دقت شود در ابتدای هر فصل یک مقدمه کوتاه در حد یک پاراگراف و در پایان هر فصل نتیجه¬گیری در حد یک پاراگراف ارائه می¬شود. این مورد غیر از نتیجه گیری نهایی تحقیق است.
بخش دوم: برحسب موضوع تحقیق، یک عنوان کلی برای آن انتخاب شده و متناسب با سوالات فرعی فصل¬های آن نوشته می¬شود. دقت شود در ابتدای هر فصل یک مقدمه کوتاه در حد یک پاراگراف و پایان هر فصل نیز نتیجه¬گیری در حد یک پاراگراف ارائه شود. این مورد غیر از نتیجه گیری نهایی تحقیق است.
نکات مهم در نگارش متن تحقیق پایانی
باید توجه داشت که متن تحقیق پایانی یک متن علمی است، بنابراین باید با زبان علمی نگاشته موارد ذیل در آن رعایت شود:
- روان بودن و رسایی متن: از به¬کارگیری واژه های نامأنوس، عبارات پیچیده و نامفهوم، جملات طولانی و… پرهیز شود.
- پرهیز از به¬کارگیری واژه¬های غیر فارسی در متن و چکیده :¬ ازبه¬کاربردن واژه های (عربی، انگلیسی و…)در متن خودداری شود . اگر لازم بود واژه ای نوشته شود معادل فارسی آن را در متن اصلی نوشته و با شماره مشخص کنند و در پاورقی، عربی یا لاتین آن واژه را نگاشته شود. مثال: « rational» به معنای عقلانی، منطقی. در متن واژه عقلانی یا منطقی می نویسیم و بعد شماره می¬زنیم و در پاورقی انگلیسی آن را می¬آوریم.
- پرهیز از قلم فرسایی طولانی و بیهوده و عدم به¬کارگیری واژه¬های احساسی
- رعایت علایم نگارشی و ویرایشی در متن: حداقل اصول اولیه نگارش دستور زبان
- تطابق محتوا با عنوان : محقق بایستی مطالب محتوایی را در راستای عنوانی که انتخاب کرده و تصویب شده است و همچنین مطابق با طرح تفصیلی که تدوین نموده است بنویسد و از مطالب غیرضروری پرهیز نمایید.
- نگارش و بازنویسی محتوا به قلم محقق : مجموعه مطالب و عباراتی که نقل قول مستقیم از منبعی می¬شود، نباید ساختار کلی تحقیق را تشکیل دهد . به گونه¬ای که اگر آن مطالب از متن حذف و برداشته شود، ساختار کلی تحقیق آسیب ببیند. لازم به ذکر است که نقل قول¬های مستقیم جزء حداقل 60 صفحه محاسبه نمی¬شود.
نکته اول: شماره¬گذاری موضوعات: عناوين اصلي در هر فصل به عناوين فرعي و زير عنوان¬هاي فرعي¬تر تقسيم وبه وسیله شماره مشخص می¬شوند. شماره سمت راست نشان دهنده عنوان اصلی و عدد سمت چپ شماره عنوان فرعی مدنظر است. اگر عناوین فرعی نیز دارای زیر عنوان باشند، شماره آن در سمت چپ می¬آید. مثال:
عنوان اصلی: 3- نقش معنویت در زندگی
عنوان فرعی: 3-1-ویژگی های زندگی معنوی در اسلام
زیر عنوان فرعی: 3-1-1- سعه صدر
زیر عنوان فرعی: 3-1-2- اعتدال

نکته دوم : شماره گذاری اشکال و جداول و نمودارها
مانند شماره گذاری موضوعات است. در کنار شماره اشکال یا جدول ، نمودار و عنوان آنها نیز نوشته می شود: مثال (3 - 6 نمودار میزان جمعیت)
نکته پنجم : تمام نقل قول¬های مستقیم در متن داخل گیومه « » و با فونت قلم ریزتر نوشته و چپ¬چین شوند.
مثال: قرآن کریم، کمالات را در پرتو یک اصل می سنجد و آن، تقرّب به خداست که از او به عنوان «تقوا» یاد می کند به این حقیقت در آیات ذیل اشاره شده است:
«.. ای مردم! در واقع ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را نژادها و قبیله هایی قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا خود نگهدارترین (و پارساترینِ) شماست؛ براستی که خدا دانای آگاه است .

- در صورتی که تعداد سطرهای نقل قول مستقیم کوتاه و در حد یک نیم خط، یک خط یا دوخط باشد داخل گیومه« » نوشته می شود اما دیگر چپ چین نمی شود بلکه در داخل خود متن می-آید.

مثال: فخر رازی نیز می گوید: «مراد از نفس، به اجماع همه ی مسلمین آدم (ع )است2» هر چند مصداق نفس واحده، در این آیه، آدم(ع) است، ولی به کار بردن واژه ی نفس و انتساب خلقت همه ی انسان ها به آن نفس، در واقع نکته ی مهمّ دیگری را در بر دارد، که همه افراد بشر (از زن و مرد) از یک ریشه و اصل سرچشمه می گیرند و گوهر آفرینش آن ها، به یک گوهر و یک نفس بر می¬گردد.

- اگر محقق، مطلبی را از یک منبع اقتباس کرد لازم نیست که در داخل گیومه نوشته شود اما شماره زده و در پاورقی نشانی آن منبع درپاورقی درج می¬گردد.

شیوه ارجاع در پاورقی
پاورقی¬ها در زیر یک خط پررنگ و دو شماره ریزتر از قلم متن نوشته شود. پاورقی¬های هر صفحه به طور جداگانه از عدد 1 شروع شود. فاصله آخرین خط پاورقی با لبه پایینی صفحه، 2 سانتی¬متر باشد.
انواع پاورقی
1- پاورقی توضیحی: اگر واژه¬ای یا عبارتی در متن نیاز به توضیح خاص یا ترجمه داشته باشد توضیح یا ترجمه آن در پاورقی آورده می¬شود.
2- پاورقي ارجاعی
پاورقي ارجاعی بسته به نوع منبع ،اشکال مختلفی دارد :
1-2)کتاب
نام، نام خانوادگی، عنوان کتاب، نام(مترجم یا مصحح یا محقق)جلد، چاپ چندم، محل نشر: انتشارات، سال نشر. شماره صفحه
مثال: زهرا، فاطمی، نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران، ج2، چاپ سوم، تهران، نشر نی، 1390، ص35
نکته:
- اگرهمان منبع بلافاصله بعد از منبع قبلی ذکر شد، به جای تکرار سند، کلمه «همان» آورده شود.
مثال: فرض کنید محقق از کتاب زهرا، فاطمی، نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران،ج2، چاپ سوم، تهران، نشر نی، 1390، ص35 مطلبی را نقل کرده و نشانی آن را ذکر کرده است. اگر محقق بلافاصله در پاراگراف بعدی و یا در صفحه بعد دوباره از این کتاب استفاده کرد، بدون این¬که از منبع دیگر استفاده کند، به جای نشانی کلمه «همان» آورده می¬شود.
مثال:
- زهرا، فاطمی، نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران،ج2، چاپ سوم، تهران، نشر نی، 1390، ص35
- همان
- اگر فقط شماره صفحه عوض شده بود. شماره صفحه ذکر می¬شود. مثال: همان،ص40
- اگر همان منبع با فاصله آورده شود، مثلا از کتاب «نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران» مطلبی ذکر شده و در صفحات یا فصل¬های بعدی دوباره از این کتاب استفاده شود به اين صورت ارجاع داده می¬شود:
نام، نام خانوادگی نویسنده، همان کتاب، شماره صفحه.
مثال: زهرا، فاطمی، همان کتاب، ص35
- اگر از منابع مختلف یک نویسنده (در صورتی که نویسنده چند کتاب دارد) با فاصله استفاده شود، برای بار اول نشانی را کامل می¬نویسیم، اما در استفاده¬های بعدی به اين صورت عمل شود:
نام، نام خانوادگی نویسنده، عنوان کتاب، همان، شماره صفحه.
- مثال: زهرا، فاطمی، نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران،همان، ص35
- زهرا، فاطمی، مهدویت ومسأله مشروعیت سلطنت پهلوی،همان، ص65

- اگر کتابی دو یا سه نویسنده داشته باشد به ترتیبی که نام آنها روی جلد کتاب درج شده، در پاورقی آورده می¬شود .
مثال:
زهرا، فاطمی، فاطمه، مهدوی، فاطمه، علوی، مهدویت و مسأله مشروعیت سلطنت پهلوی،……
- اما اگر بیشتر از سه نویسنده باشد: نام، نام خانوادگی اولین نویسنده به همراه کلمه (و دیگران) آورده می¬شود.
به طور مثال: زهرا، فاطمی و دیگران، مهدویت و مسأله مشروعیت سلطنت پهلوی،……

- اگر در ارجاع فقط از یک صفحه منبعی استفاده شود، علاوه بر اطلاعات دیگر شماره صفحه به صورت ص 120 نوشته می¬شود. اما اگر از چند صفحه متوالی استفاده شود به صورت ص 125-120 نوشته می¬شود.
مثال:
زهرا، مهدوی، انسان کامل، قم: انتشارات صدرا، 1368.ص18
مطهری، مرتضی، انسان کامل، قم: انتشارات صدرا، 1368.صص123-120
- براي ارجاع آيات در پاورقي، نام سوره، شماره سوره داخل پرانتز و بعد شماره آيه مي¬آيد: سوره نمل(27) آيه 34
- القاب و عناوين مانند دكتر، مهندس، آيت الله، حجت الاسلام، شهید و… در پاورقي و در فهرست منابع حذف مي¬شوند.
مثال: مطهری، مرتضی، انسان کامل، قم: انتشارات صدرا، 1368.

2-2-) مجموعه مقالات
نام، نام خانوادگی نویسنده، “عنوان مقاله” داخل گیومه، عنوان کتاب مجموعه مقالات، شماره چاپ، نام، نام خانوادگی گردآورنده، نام ناشر، محل انتشار، سال نشر.
مثال:
زهرا، فاطمی، ” مهدویت و مسأله مشروعیت سلطنت پهلوی “، مجموعه مقالات انقلاب اسلامی،چاپ¬سوم،فاطمه، مهدوی، نشر نی، تهران، 1358، ص88
3-2) مقالات علمی
نام، نام خانوادگی،عنوان مقاله، مترجم (اگر مقاله ترجمه شده باشد) نام نشریه، شماره نشریه، سال انتشار. شماره صفحه.
مثال:
زهرا، فاطمی، سيماي كلان آرمان¬شهر مهدوي، فصلنامه شیعه شناسی، شماره38،1390، ص22
4-2) پایان نامه
نام، نام خانوادگی، عنوان پایان نامه، نام واحد آموزشی حوزوی یا دانشگاه، شهر محل واحد حوزوی یا دانشگاه، مقطع تحصیلی، سال. شماره صفحه
مثال پایان¬نامه حوزه:
زهرا، فاطمی، نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران، مؤسسه آموزش عالی
حوزوی الزهرا(س)، قم، پایان نامه سطح 3 ، ص92
مثال پایان¬نامه دانشگاه:
زهرا، فاطمی، نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران، دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه مفید، پایان نامه کارشناسی ارشد، ص142

5-2) کتابخانه دیجیتالی و …
در صورت ضرورت استناد به منابع دیجیتالی، همانند استناد به کتاب و مقالات، عمل می¬شود. اما به جای مشخصات چاپ، نشانی دقیق سایت و تاریخ دسترسی به سایت حتما ذکر شود.

خاتمه و نتیجه گیری :
وقتی تحقیق پایانی به اتمام رسید، محقق بایستی علاوه بر نگارش نتیجه در پایان هر فصل، نتیجه گیری نهایی را نیز بنویسد. نتیجه گیری نهایی، تجزیه و تحلیل قسمت های عمده تحقیق و ارزیابی آنهاست و میزان درک و یا استنباط محقق را از موضوع تحقیق مشخص می¬کند. محقق در این قسمت اقدام به مقایسه نتیجه¬های به دست آمده با هدف های از قبل تعیین می¬نماید. و ضمن نوشتن نکات برجسته و یا کاستی¬های تحقیق که احیاناً نتوانسته است به آنها پاسخ گوید ، با استنباط و ارائه راه حل، تا حدی مسأله را تکمیل یا به صورت کامل مسأله را حل می¬کند. ممکن است محقق به این نتیجه برسد که این موضوع نیاز به پژوهشهای دیگری در این زمینه دارد .
در آخر نیز اگر به راهکارهایی در این زمینه رسیده باشد، آن را بیان کرده ، پیشنهادات کاربردی خود را در این زمینه مطرح می¬نماید.

چکیده

با توجه به گستردگی موضوعات علمی و حجم زیاد مباحث ، شاید مطالعه همه پژوهش¬ها برای خوانندگان امکانپذیر نباشد. بنابراین محقق از طریق ارائه چکیده سهولت در مطالعه و صرفه جویی در وقت را برای مخاطبان به وجود می آورد. چکیده نشانه احاطه محقق بر موضوع است. بهتر است چکیده پس از اتمام تحقیق پایانی نوشته شود تا محقق تمام مطالب را مورد بررسی قرار داده و تسلط کافی را بر موضوع داشته باشد.
به طور کلی 5 نوع چکیده مرسوم است که بنا بر نیاز هر سازمان یا مرکز علمی تهیه می¬شود.
انواع چکیده
- چکیده تمام نما: این نوع چکیده تا حد امکان اطلاعات روشنی از مباحث کمی و کیفی مندرج در اثر ارائه می¬کند.محتوای یک چکیده تمام نما برای یک کار تحقیقی شامل ماهیت و حدود مسأله، هدف مطالعه، روش تحقیق، یافته های مهم یا نتایج، پیشنهادات و اطلاعات ضمنی یا جنبی است.
- چکیده برهیخته: که به آن چکیده استخراجی نیز گفته می¬شود، چکیده ای است که از اصل اثر بدون دخل و تصرف در انشای آن برگرفته شده باشد.
- چکیده سوگرفته یا گرایش دار: چکیده¬ای که برای گروه خاصی از خوانندگان تهیه شده و تنها قسمت¬های خاصی از نوشته انتخاب می¬شود. مثلا چکیده هایی که یک سازمان برای استفاده داخلی و بر اساس نیازها و علایق داخلی خود تهیه می¬کند، از این قبیل است.
- چکیده انتقادی : این چکیده علاوه بر معرفی محتوای اثر به ارزیابی آن هم می¬پردازد. به شکل ارزیابی بوده و چکیده نویس دیدگاه های مربوط به کیفیت اثر مولف را بیان یا با اثر دیگران مقایسه می کند.
- چکیده راهنما: در این نوع چکیده ابتدا در مورد مساله تحقیق توضیح کوتاهی داده می شود. بعد نکات مهم و کلیدی که در تحقیق به آنها پرداخته است ذکر می شود و در نهایت اشاره-ای به یافته های تحقیق صورت می گیرد. چکیده مد نظر مرکز مدیریت حوزه های خواهران چکیده راهنماست.
نمونه چکیده راهنما
نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران
مهدویت از مفاهیم و آموزه های اصیل اسلامی است که در فرهنگ تشیع جایگاه والایی دارد. نوع نگرش به این آموزه در طول تاریخ، عامل شکل¬گیری بسیاری از مبارزات و قیام¬ها علیه حکومت¬های موجود بوده است. انقلاب اسلامی ایران ازجمله تحولات عمده¬ای است که تحلیل¬گران عوامل متفاوتی را در وقوع آن دخیل دانسته¬اند، مذهب تأثیر عمده¬ای در این انقلاب داشته و رهبران انقلاب نیز با تبیین وتفسیر مفاهیم دینی نقش مهمی را در این زمینه ایفا کردند. درطول مبارزات گروه¬های مختلفی ضمن مخالفت با رژیم پهلوی، به تبیین الگوی آرمانی برای انقلاب پرداخته و سعی درترسیم جامعه مطلوب داشتند. رویکرد مذهبی نیز با توجه به آرمان¬های خود به طرح حکومت اسلامی پرداخت. این دیدگاه به دلیل نزدیک بودن با فرهنگ مردم و تکیه بر ظرفیت¬های دینی توانستند رهبری مبارزات انقلاب را در دست گیرند. رهبران این گروه عمدتاً روحانیون بودند که به سبب آشنایی با دین، اقدامات رژیم پهلوی را در مخالفت با آن می¬دیدند. دو دیدگاه در میان آنها رواج داشت که ناشی از برداشت ایشان از غیبت ومسأله حکومت در عصر غیبت بود. برخی به عدم دخالت دین در عرصه سیاست و برخی دیگر به دخالت دین در عرصه سیاست معتقد بودند. گروه حاضر با اعتقاد به جامعیت دین اسلام و داشتن برنامه سیاسی و اجتماعی و… در طول مبارزات با بیان آسیب¬های رژیم حاکم به انتقاد علیه آن پرداختند. در این میان امام خمینی دارای نقش برجسته¬ای بود که با طرح حکومت اسلامی و ایده نیابت فقها از امام معصوم(ع)، در سالهای آغازین مبارزات، ذهنیت عموم مردم را جهت دهی کرد.مهدویت همواره از بُعد نظری تأثیر عمده¬ای در انقلاب اسلامی داشته است.
کلید واژه : غیبت، مهدویت، ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی، سلطنت پهلوی
نکات مورد توجه در چکیده نویسی
- در یک تحقیق علمی چکیده نیز باید به زبان علمی باشد و نباید به صورت ادبی نوشته شود.
- چکیده نباید جنبه گزارشی داشته باشد به عبارت دیگر چکیده مروری بر مباحث و فصلهای تحقیق پایانی نیست.
- همچنین در چکیده از نقل قول کسی استفاده نمی شود. بلکه به قلم و بیان خود محقق نوشته می شود. مطابق آیین نامه : چکیده حداکثر در 300 کلمه و یک صفحه A4 باشد.
- در پایان چکیده حتماٌ کلید واژه ها بیان شوند. کلیدواژه نمای کلی تحقیق در ذهن محقق را نشان می¬دهد و راهنمای نکات مهم موجود در طرح است.
طرح کلی تحقیق پایانی
- جلد پایان¬نامه: حتما به صورت گالینگور و مطالب روی جلد زرکوب شود، فونت آن مانند نمونه (1) و رنگ جلد تحقیقات پایانی سبز تیره باشد.
- صفحه سفید
- صفحه بسم الله: ساده و بدو ن کادر باشد
- صفحه عنوان: تمام مطالبی که روی جلد نوشته شده در اینجا عیناً ذکر شود. ذكرعناوين و القاب مانند دكتر، حجت الاسلام، آقاي، خانم و….اشكال ندارد.
- تصویر(کپی) نتیجه ارزیابی هیأت داوران مبنی بر قبول تحقیقات پایانی(پیوست شماره18)
- صفحه تحمیدیه: ساده و بدون کادر باشد.
- صفحه تقدیم: ساده و بدون کادر باشد.
- صفحه تقدیر و تشکر: ساده و بدون کادر باشد.
- چکیده: چکیده حداکثر 300 کلمه و یک صفحه A4 با فاصله خطوط یک سانتی¬متر آورده شود. چكيده نبايد بيشتر از يك صفحه A4باشد. در انتهای چکیده حتماً کلید واژه¬ها ذکر شوند.
- فهرست مطالب:
 عناوین مطالب در سمت راست و شماره صفحات مربوطه درست در مقابل آن در سمت چپ آورده شود (از تایپ فهرست مطالب به صورت دستی خودداری شود و بعد از تایپ از امکانات محیط Word برای ایجاد فهرست به صورت اتوماتیک استفاده شود).
 در پایان فهرست مطالب، فهرست اشکال، جداول و پیوست¬ها (در صورت نیاز) ذکر شود.
متن اصلی: شامل مقدمه (کلیات تحقیق)، فصول تحقیق¬پایانی و نتیجه¬گیری است. تعداد صفحات متن اصلی با احتساب فهرست منابع حداقل 60 صفحه و حداکثر 120 صفحه است.
- مطالب در برنامه (Word 2007) و یک رو تايپ شود.عناوين اصلیدر هرفصل با (B Titr 14)و عناوين فرعي با قلم (B Titr 12)و زير عناوين فرعي با (B Titr 12) فاصله سطرها در تمامي متن فارسي 5/1 سانتي متر باشد. حاشيه از سمت راست صفحه 4 سانتي متر، از بالا 5/3 سانتي¬متر، از پايين 3 سانتي¬متر و از سمت چپ 5/2-3 سانتی¬متر باشد. تعداد خطوط در هر صفحه (با احتساب پاورقی ها) بين 17 تا 22 خط باشد. عناوين فصل در وسط صفحه و با فونت (B Titr 28 بستگی به کوتاه و یا طولانی بودن عنوان متفاوت می¬شود) آورده مي¬شود. مانند نمونه عمل شود.(نمونه 2).

- در تايپ كلمات عربي از فونت بدر و انگليسي از فونتTimes new استفاده شود.

- مطالبي كه عيناً از يك منبع نقل مي¬شوند (نقل قول هاي مستقيم) داخل گيومه نوشته شوند. بايد با دوفونت ريزتر از متن فارسي(B Lotus 12 يا B Nazanin 12) چپ¬چين شود.
- در صورت نیاز به آیات و روایات درون متن، حتماً به صورت بولد و با فونت… و داخل گیومه « ….» نوشته شود و سند آن در پاورقی ذکر شود.
- مواردی مانند (ص)، (س)، (ع) و … باید در صفحه عنوان، فهرست مطالب، متن و … به صورت کامل نوشته شوند مانند سلام الله علیها، عليه السلام و… .
شماره گذاری صفحات: شماره صفحات در پایین صفحه وسط قرار گیرد. فاصله شماره تا پایین صفحه1سانتی¬متر باشد. صفحات قبل از مقدمه مانند صفحات آغازین(تحمیدیه، تقدیم و تشکر، چكيده، فهرست مطالب و سایر فهرست ها با حروف ابجد شماره¬گذاری می¬شوند. از مقدمه تا آخرین صفحه پایان نامه با اعداد ترتیبی شماره¬گذاری می¬شوند. صفحات عناوين فصول نبايد شماره صفحه داشته باشد اما در شمارش صفحات لحاظ می¬شوند.

تنظیم فهرست منابع
- اگر از قرآن و يا نهج البلاغه در متن استفاده شده باشد، اول قرآن و بعد نهج البلاغه بدون ذكر مشخصات آورده مي¬شود.
- در تنظیم فهرست منابع، ابتدا کتب به ترتيب حروف الفبای نام خانوادگی نویسنده مرتب می¬شوند. در ابتدا کتابهای فارسی و بعد منابع عربی ، انگلیسی و… جداگانه ذکر می¬شوند.
شیوه ارجاع كتب در فهرست منابع:
نام خانوادگی، نام، عنوان کتاب، (مترجم یا مصحح یا محقق)، جلد، چاپ چندم، محل نشر: انتشارات، سال نشر.
نکته:
- اگر از منابع مختلف یک نویسنده استفاده شود در فهرست منابع به جای تکرار نام نویسنده از خط تیره استفاده شود. به طور مثال:
مطهری، مرتضی، انسان کامل، قم: انتشارات صدرا، 1368.
__________، پیرامون انقلاب اسلامی، چاپ سوم، قم: انتشارات صدرا، 1375.
- اگر محل انتشار کتاب مشخص نباشد کلمه (بی جا) و اگر سال انتشار مشخص نباشد به جای آن کلمه (بی تا) می¬آوریم.
- مثال: زهرا، فاطمی، نقش آموزه مهدویت در انقلاب اسلامی ایران، ج2، چاپ سوم، بی جا، بی تا، 1390.
- بعد از کتب، فهرست مقالات پژوهشی و تخصصی ذکر می¬شود.
شیوه ارجاع مقالات:
نام خانوادگی، نام، “عنوان مقاله” داخل گیومه ، نام نشریه، شماره نشریه، سال انتشار. مثال:
بعد از مقالات تخصصی و… فهرست مقالاتی که از روزنامه ها و نشریات عمومی استفاده شده است ذکر می¬شود. شیوه ارجاع، مانند مقالات پژوهشی است.

نمونه(1)
(آرم الله) (B Titr 12)
شورای عالی حوزه علمیه قم(B Titr 14)
مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران(B Titr 16)
مدرسه علمیه الزهرا (سلام الله علیها) شهرستان ……… ( B Titr 14)
تحقیق پایانی سطح دو(کارشناسی) (B Titr 16)
عنوان (B Titr16)
سیره سیاسی حضرت زهرا(سلام الله علیها)(B Titr 26)
استاد راهنما(B Titr 12)
………………………………… (B Titr 14)
استاد داور(B Titr 12)
…………….. (B Titr 14)
پژوهشگر(B Titr 12)
………….. (B Titr 14)
مرداد 1390(B Titr 12)

(نمونه2)

فصل دوم (B Titr 22)

مبارزات سیاسی حضرت زهرا(سلام الله علیها)
(رفتارهای سیاسی عملی)
(B Titr28 )

فهرست منابع
1- بختیاری، ابوالفضل،ایرانی، یوسف؛ مقدمه علی دلاور، روش تحقیق عملی، تهران: لوح زرین،1382.
2- دلاور، علی،مبانی نظری و عملی پژوهش درعلوم انسانی و اجتماعی، تهران: انتشارات رشد، چاپ چهارم، 1384.
3- دهنوی،حسین،روش تحقیق،قم: نشر معارف،چاپ سوم، 1377.
4- ساده، مهدی، روش¬های تحقیق با تأکید بر جنبه های کاربردی، تهران: انتشارات هما، 1375.
5- ساروخانی، روشهای تحقیق در علوم اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ دهم؛ 1384.
6- طرقی، مجید، درسنامه روش تحقیق، قم: انتشارات سنابل،1384 .
7- فرامرز قراملکی، احد، شالباف،عذرا، تدوین پایان نامه ها( شیوه ها و مهارت ها)، قم: زیتون، 1389.
8- ——روش شناسی مطالعات دینی،مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی،1380.
9- شیوه نامه دانشگاه تربیت مدرس تهران
10- شیوه نامه دانشگاه امام صادق(ع)
11- شیوه نامه دانشگاه باقرالعلوم(ع)
12- شیوه نامه دانشگاه پردیس قم دانشگاه تهران
13- شیوه نامه دانشگاه صنعتی اصفهان
14- شیوه نامه دانشگاه محقق اردبیلی
15- شیوه نامه دانشگاه پیام نور
16- شیوه نامه دانشگاه آزاد
17- و….

 نظر دهید »

امتیازات یاران حجة بن الحسن (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف)

13 آذر 1395 توسط منتظــرطلــوع

با وجود تمام مشترکات و تشابهاتی که بین یاران امام حسین (علیه‌السلام) و حضرت بقیت‌الله (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) وجود دارد؛ ولی اصحاب حضرت حجت‌بن‌الحسن (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) امتیازاتی دارند که هر انسان با بصیرتی را طامع می‌سازد تا خود را در زمرة آنان قرار دهد.

1. شواهدی از آیات
آیات متعددی از قرآن، به اصحاب حضرت بقیت‌الله (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) تأویل شده، که از جملة آن‌ها، آیات شریفة ذیل است:
 «ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِین‏ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْب‏230»
امام باقر (علیه‌السلام) در رابطه با این آیه می‌فرمایند: «خوشا به حال صابرین در غیبتش؛ خوشا به حال ثابتین در محبت او؛ این‌ها کسانی هستند که خدای تعالی در کتابش، آنان را این‌گونه وصف فرموده: ذلک الکتاب…»
 «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً»231.
در تفسیر این آیه از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است: «کسانی که خدا آن‌ها را خلیفه می‌کند، قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) و اصحاب اویند».
 «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ»232.
در روایات متعددی از خاندان عصمت (علیهم‌السلام)، این آیه در شأن امام عصر (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) و اصحاب ایشان، تفسیر شده است.
 «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم‏»233.
امام صادق (علیه‌السلام) در تفسیر این آیه می‌فرمایند: «اگر همة مردم بمیرند، خداوند، یاران او را خواهد آورد؛ آن‌ها کسانی هستند که خداوند، در این آیه، توصیف آن‌ها را فرموده است».
 «وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَة»234.
از امیرالمومنین (علیه‌السلام) نقل شده که: «امت معدوده، 313 نفر اصحاب قائمند».
 «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون‏»235.
در تفسیر علی بن ابراهیم، در ذیل این آیه آمده است: «عبادی الصالحون، قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) و اصحاب او هستند».
 «وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیل‏»236
امام باقر (علیه‌السلام)، در مورد این آیه می‌فرمایند: «یاری شدگان، قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) و اصحاب او هستند؛ پس کسی بر ایشان، تسلط نمی‌یابد».
 «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور237».
امام باقر (علیه‌السلام) در تفسیر این آیه فرموده‌اند: «خدای تعالی، مشرق و مغرب زمین را تحت سلطة مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) و یاران او قرار می‌دهد و به وسیلة آن‌ها، دین را غالب و همة بدعت‌ها و باطل‌ها را نابود می‌سازد؛ هم‌چنان که اشقیا، حق را از بین برده بودند. و آن‌ها به معروف، امر، و از منکر، نهی می‌کنند».

2. شواهدی از روایات
در فضیلت و امتیاز یاران حضرت بقیة الله (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) همین بس که در روایات متعدد، آن‌ها به عنوان بهترین افراد زمان خود، معرفی شده‌اند.
برای مثال، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرمایند: «والاترین مردم، از نظر یقین، قومی در آخر الزمان هستند که پیامبر را درک نکرده‌اند و حجت خدا از آن‌ها مخفی شده است و آن‌ها به مرکب سیاه، روی کاغذ سفید ایمان آورده‌اند». ایشان در روایتی دیگر می‌فرمایند: «اولئک رفقائی و اکرم امتی»؛ «ایشان همراهان و گرامی‌ترینِ امت من هستند».
هم‌چنین، امام سجاد (علیه‌السلام) فرموده‌اند: «ان اهل زمان غیبته و القائلین بامامته و المنتظرین لظهوره، افضل من اهل کل زمان»؛ «مردم زمان غیبت که معتقد به امامت امام خود و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمان‌ها، برترند». و باز، در روایت دیگری از آن حضرت آمده است: «من ثبت علی مولاتنا فی غیبة قائمنا اعطاه الله عزوجل اجر الف شهید من شهداء بدر و احد»؛ «خداوند به کسی که بر ولایت قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) در دوران غیبتش، پایدار بماند».
منقول است که روزی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در جمع اصحابشان فرمودند: «ای کاش برادرانم را ملاقات می‌کردم». عمر و ابوبکر گفتند: «آیا ما برادران شما نیستیم، در حالی که به شما ایمان آورده¬ایم و همراهتان مهاجرت کرده‌ایم؟» حضرت، مجدداً کلام خود را تکرار کردند و بعد فرمودند: «شما اصحاب من هستید؛ ولی برادران من، کسانی هستند که بعد از شما خواهند آمد. آن‌ها با آن‌که مرا نمی‌بینند، به من ایمان می‌آورند، مرا دوست می‌دارند و یاری و تصدیقم می‌نمایند، فیالیتنی قد لقیت اخوانی».
یاران امام عصر (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف)، کسانی هستند که به فرمودة امام صادق (علیه‌السلام)، امامشان این‌گونه آنان را مورد خطاب قرار می‌دهد: «یا معاشر نقبائی واهل خاصتی و من ادخر¬هم الله لنصرتی قبل ظهوری علی وجه الارض…»؛ «‌ای فرماندهان! ‌ای نزدیکان من! ‌ای کسانی که خدا، آن‌ها را برای یاری¬ من در زمین ذخیره کرده بود….».

 نظر دهید »
  • 1
  • 2

منتــــــظرِطلــــــــــوع

مهدویت امام زمان (عج)

تدبر در قرآن

آیه قرآن

آمار

  • امروز: 198
  • دیروز: 320
  • 7 روز قبل: 422
  • 1 ماه قبل: 952
  • کل بازدیدها: 108884

لینک های مفید

  • سایت مدرسه فاطمه الزهرا{سلام الله}قم
  • صفحه فرهنگی مرکز آموزش های غیر حضوری
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس